خريد بک لينک
خريد سکه ساکر
home theater in Los Angeles
فلنج
Barabas Ropa de hombre
cero
تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان از دیدگاه مکتب های مختلف

فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان از دیدگاه مکتب های مختلف

دانلود فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان  از دیدگاه  مکتب های مختلف

فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان  از دیدگاه  مکتب های مختلف 
مبانی نظری
پیشینه پژوهش
مبانی و پیشینه نظری
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل71 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل51

فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان از دیدگاه مکتب های مختلف

 

در 51  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع مفهوم سلامت روان از دیدگاه مکتب های مختلف

 

مکتب روان کاوی:

 

به عقیده فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روانشناختی ضروری است خودآگاهی[1]  است.یعنی هر آنچه که ممکن است در نا خودآگاهی موجب مشکل شود بایستی خود آگاه شود به عقیده فروید انسان عادی کسی است که مراحل رشد،روانی جنسی را با موفقیت گذرانده باشد ودر هیچ یک از  مراحل،بیش ازحد تثبیت نشده باشدبه نظراوکمترانسانی متعارف به حساب می آیدوهر فردی به شکلی نامتعارف است (خدا رحیمی،1374،هال ولیندزی[2]،1970 ).

 

آلفرد آدلر[3] :  به عقیده آدلر (1926)زندگی بودن نیست بلکه شدن است .آدلر به انتخاب مسئولیت ومعناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد وشیوه زندگی افراد را متفاوت می داند. محرک اصلی رفتار بشر هدفها وانتظار او از آینده است.فرد سالم به عقیده آدلر  از مفاهیم و اهداف خویش آگاهی دارد و عمل کرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست، او جذاب وشاداب است وروابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد.فرد دارای سلامت روان از نظر آدلر، روابط خانوادگی صمیمی ومطلوب دارد وجایگاه خودش را در خانواده وگروه های اجتماعی به درستی می شناسد. همچنین فرد سالم  در زدگی هدفمند وغایت مدار است واعمال او مبتنی برتعقیب این اهداف است .غایی ترین  هدف شخصیت ،تحقق خویشتن است .از ویژگی های دیگر سلامت روان شناختی  این است که فرد سالم  مرتباً به بررسی ماهیت اهداف وادراکات خودش می پردازدواشتباه هایش را برطرف می کند .چنین فردی خالق عواطف  خودش است نه قربانی آن ها، آفرینش گری وابتکار فیزیکی ،از ویژگیهای دیگر  این افراد است. که فرد سالم از اشتبا ههای اساسی پرهیز می کند.

 

اشتباه های اساسی شامل تعمیم مطلق،اهداف نادرست ومحال درک نادرست وتوقع بی مورد از زندگی تقلیل یاانکار ارزشمندی خود ، وارزش ها و باورهای غلط می‌باشد(ساعتچی،1374 وگنجی ،1376).

 

اریک فرام[4]:فرام تصویر روشنی از شخصیت  سالم به دست می دهد چنین  انسانی عمیقاً عشق می ورزد، آفریننده است،قوه تعقلش را کاملاً پرورانده است ، جهان وخود رابه طور عینی  ادراک می کند ، حس هویت  پایداری  دارد، با جهان  در پیوند است. ودر آن ریشه دارد، حاکم وعامل خود و سرنوشت خویش است. فرام شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می داند. فرام با کار برد  واژه جهت گیری این نکته را می گوید که جهت گیری  گرایش یا نگرش کلی است که همه جنبه های زندگی، یعنی پاسخ های فکری ،عاطفی وحسی به مردم،و موضوع ها ورویداد ها را، خواه در جهان خواه در خود ، در بر می گیرد (فروم،1362،گنجی،1376).

 

مکتب انسان گرایی:

 

کارل راجرز[5]:به عقیده راجرز، آفرینندگی مهم ترین میل ذاتی انسان سالم است.همچنین شیوه های خاصی که موجب تکامل وسلامت خود می شوند به میزان محبتی بستگی دارند که کودک در شیر خوارگی دریافت کرده است .«ارضای توجه مثبت غیر مشروط »ودریافت غیر مشروط محبت وتأیید دیگران برای رشد وتکامل سلامت روانی فرد با اهمیت است.این ا فراد فاقد نقاب وماسک هستند وبا خودشان رو راست هستند .چنین افرادی  آمادگی تجربه را دارند ولذا بسته نیستند،انعطاف پذیرند وحالت تدافعی ندارند واز بقیه انسان ها عاطفی تر هستند .زیرا عواطف مثبت ومنفی وسیع تر رادر مقایسه با انسان های تدافعی تجربه می کنند.به عقیده راجرز اساسی ترین خصوصیت شخصیت سالم ،زندگی هستی دار است یعنی آماده است ودر هر  تجربه،ساختاری را می یابدوبراساس مقتضیات،تجربه لحظه بعدی به سادگی  دگرگون می شود.انسان سالم به ارگانیزم خویش اعتماد می کند (خدا رحیمی،1374،راجرز،1369،هال ولیندز،1970).

 

آبراهام مزلو: اوانسان سالم راخودشکوفامی نامد واینگونه بیان می کند که خواستاران تحقق خود، نیازهای سطوح پاینتر خود یعنی نیازهای جسمانی،ایمنی،تعلق، محبت واحترام را برآورده  ساخته اند.روان پریش وروان نژد نیستند وسایر اختلال های آسیب شناختی را ندارند.آن ها الگو های بلوغ، پختگی وسلامت می باشند. با حد اکثر استفاده از همه قابلیت ها وتوانایی های خود،خویشتن خویش را فعلیت وتحقق می بخشند.می دانند کیستند وچیستند وبه کجا می روند.خواستاران تحقق خود،تکاپونمی کنند، بلکه تکامل می یابند .ویژگی های آن هارا می توان فهرست وار نام برد که عبارتند از :ادراک صحیح واقعیت،پذیرش کلی طبیعت دیگران وخویشتن،خود انگیختگی،سادگی وطبیعی بودن، توجه به مسائل بیرون از خویشتن،نیاز به خلوت واستقلال ، تازگی مداوم تجربه های زندگی،نوع دوستی،کنش مستقل، تجربه های عارفانه،یا تجربه های اوج ، روابط متقابل بادیگران،تمایز میان وسیله وهدف و خیر وشرحس طنز مهربانانه،آفرینندگی،مقاومت در مقابل فرهنگ پذیری(شولتز،1364،مزلو،1372و1968).

 

[1]self-consciousness  

 

[2]HALL&Lindzey

 

[3] Adler Alfred  

 

[4]Erich fromm  

 

[5] carl Rogers

 

 

 بی یر[1] (1995)مطرح می کند که شغل مادر بیشتر بر روی سبک فرزندپروری تاثیر می گذارد  و این سبک نیز به نوبه خود به عنوان یک متغیر واسطه ای روی پیشرفت تحصیلی فرزندان تاثیر دارد (به نقل خانجانی ومحمود زاده 1392).(لوپز[2] و همکاران، 2009، گیلمن[3]  و همکاران 2006)شواهد علمی مختلف مؤید مزایای کودکانی که دارای سطح بالای امید، رضایت از زندگی و خود ارج نهادن هستند بر تکامل و پیشرفت تحصیلی و رفتاری آنان می باشند. بطور مثال امتیازات بالای امیدواری در دانش آموزان نوجوان با عزت نفس بالاتر، رضایت کلی از زندگی، سازگاری فردی و زمان و بهزیستی روانشناختی همبستگی داشت.

مك فارلین(2005 به نقل از رضایی و دیگران، 1386 ) در یك پژوهش بین المللی دریافت كه جوعاطفی خانوادگی، پایگاه اجتماعی  اقتصادی، توانایی شناختی مادر، رضایت شغلی و تحصیلات او در دانشگاه و ترجیحات اولیه برای شكل گیری خانواده با عملكرد مدرسه ای فرزندان رابطه دارند و اگر معلمان به نقش والدین در عملكرد مدرسه حساس باشند، می توانند از آنها برای بهبود عملكرددانش آموزان استفاده كنند(به نقل محبی نور الدین ون وهمکاران،1390).

 (سیگلمن ،رایدر[4]، 2009 ) نوجوانانی که در دوران کودکی از روابط ایمن با والدینشان بهره مند بوده اند،دارای رفتارهای سازگارانه می باشند این نوجوانان از اعتماد به نفس برخوردارند ودر مدرسه عملکرد تحصیلی مطلوبی دارند.(هابنر و همکاران، 2000، سیدنر[5] و همکاران، 1997) براساس مطالعات گذشته که نشان دادند ارتباط مثبت و معنی دار بین پیشرفت تحصیلی سلامت روان و متغیرهای مثبت روانشناختی وجود دارد

گیل و روبرتز[6](1999 ) در پژوهشی، ارتباط بین اشتغال مادر و پیشرفت تحصیلی  سازگاری تحصیلی را بررسی نموده اند، نتایج پژوهش آنها این بودكه وضعیت اشتغال مادربه تنهایی اثرمتفاوتی بررشد كودكان ندارد،درعوض اشتغال مادربا رشد كودكان ازطریق متغیرهای میانجی یا واسطه ای مرتبط است.    (اسکیتا[7] 2002)

.بوسارد[8] (1960) نشان می دهد که افزایش تعداد فرزندان از برقراری ارتباط نزدیک بین والد و کودک جلوگیری می کند. هترینگتون (به نقل از همان منبع) بیان می کند که والدین خانواده های پرجمعیت به جای برقراری ارتباط با فرزندان خود، سعی می کنند آنها را بیشتر تحت کنترل خود قرار دهند و کنترل ها شدید و خصمانه است.

[1] Beyer

 

 [2] Lopez

 

[3]Gilman

 

[4]Raider

 

[5] Sydnr

 

[6] Gale &Roberts

 

[7]Askyta

 

[8] Bursad

 

دانلود فصل دوم پایان نامه مفهوم سلامت روان  از دیدگاه  مکتب های مختلف






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت

فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت

فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت
پیشینه پژوهش
مبانی نظری
مبانی نظری پژوهش
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل49 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل52

فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت

در 52  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع سلامت

 

سلامت
سلامتی به عنوان یک حق بشری ویک هدف اجتماعی در جهان شناخته و برای ارضای نیازهای اساسی و بهبود کیفیت زندگی انسان حیاتی است . انسان برای یک زندگی موفقیت آمیز نیازمند برخورداری از آرامش، سلامت وکارآمدی درابعاد زیستی ، روانی – اجتماعی می باشد. سلامتی بخش اصلی یک زندگی با طراوت است و مدارس نقش مهمی در آگاه ساختن کودکان و نوجوانان پیرامون مهارتهای زندگی است. سلامت کیفیتی از زندگی است که تعریف آن مشکل واندازه گیری واقعی آن تقریباً غیرممکن است . متخصصان تعاریف متعددی از این مفهوم  ارائه داده اند اما تقریبا همه تعاریف موضوع مشترکی دارند و آن مسئولیت در قبال خود وانتخاب سبک زندگی سالم است . 
معمولترین تعریف سلامت در نظام نامه سازمان بهداشت جهانی به شرح زیر صورت گرفته است، "سلامت حالت کامل آرامش و کامیابی زیستی ، روانی و اجتماعی است وصرف فقدان بیماری یا معلولیت (ناتوانی)، سلامت نیست " از نظر داونی   و همکارانش (1996) این تعریف جنبه های مثبت و منفی دارد . به اعتقاد آنها ، در قسمت او از این تعریف، سلامت درعبارت بیان شده یعنی حضور یک کیفیت مثبت و خوب بودن . در قسمت دوم تعریف ، سلامت از دیدگاه منفی در نظر گرفته شده است چرا که کلمات فقدان بیماری یا ناتوانی را بکار برده است و کلماتی که مفهوم منفی به همراه دارند" .این تعریف با در نظر گرفتن هر دو جنبه ، این مطلب را القا می کند که سلامت واقعی شامل پیشگیری از بیمار شدن سلامت واقعی شامل پیشگیری از بیمار شدن (مانند ناخوشی ، آسیب وبیماری) است وهم ارتقای سلامت مثبت را در بر می گیرد (کریستین ،2000،ترجمه سهرابی،1380).
بنیارد  (1996) تعریف سلامت بر مبنای حالت کامل صحت و آسایش زیستی ،روانی و اجتماعی را مورد انتقاد فرار داده و اظهار می دارد که رسیدن به آن حالت در عمل خیلی مشکل است . از سوی دیگر این تعریف از عوامل گسترده اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که ممکن است در این حالت سهیم باشند ، غفلت کرده است )جلیلیان،1392).
ادلین  وهمکاران1999،کاکی،1386) سلامت را یک روش کنش وری وحدت یافته می دانند که فرد طیف تعادل وجهت هدفمند را با محیط یعنی جتیی که در آن کنش وری خود را آشکار می سازد نگه می دارد.
 سلامت همیشه در طول تاریخ بشر را به خود مشغول کرده است تدوین برنامه های تربیتی و بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه، پیشگیری و درمان بیماری ها نمونه ای از این اقدامات بشری است(ولیزاده،1391).

  2-2-1 -الگوی سلامت
دانشمندان در تعریف سلامت سه الگو را برگزیده اند :
2-2-1-1- الگوی پزشکی 
عقیده الگوی پزشکی این است که سلامت یعنی فقدان یک یا چند مورد از موارد مرگ،بیماری وناتوانی، بنابراین اگر فرد بیمار یا اینکه در حال مرگ نباشد در هر حالتی که باشد سلامت است. معتقدان این الگو عمدتاً بر زیست شناسی بیماری تأکید دارند و تمایل دارند که حالت بدن وکارکرد دستگاهها و اندام مختلف بدن بر سلامت تأثیر دارد ودر سالم بودن آن‌ها فرد سالم است. و حالت بیماری‌ها را بع عوامل بدنی مربوط می دانند. در این الگو به مشکلات اجتماعی و اقتصادی و دیگر مشکلاتی که بر سلامت تأثیرمی گذارد، اهمیتی داده نمی شود وسلامت، از طریق معالجه ودرمان بیماری یا توان بخشی آن قسمت آسیب دیده، بدست می آید. این الگو به دلیل تأکید بر زیست شناسی محدودیت‌هایی دارد که با این محدودیت‌ها قادر به ایجاد وسلامت کلی و همچنین سبک زندگی سالم نیست ونمی تواند در این راه موفق باشد(شهیدی وحمدیه،1381).

2-2-1-2- الگوی محیطی  
این الگودرباره‌ی خطرات وصدماتی که محیط به سلامت انسان وارد می‌ کند بحث می نماید. در این الگوسازگاری فرد با محیط به هنگام تغییرشرایط تعریف شده است. این الگوبرخلاف الگوی زیستی به عوامل محیطی وتأثیرات وضعیت اقتصادی واجتماعی وآموزش نیز توجه دارد و این عوامل را به سلامت انسان تأثیر گذار می داند وبه طور کلی می توان گفت که بر وضعیت‌ها وشرایط خارج از فرد که بر سلامت او تأثیر می گذارند تمرکز دارد. براساس این الگو بیماری یا عدم بیماری به معنای ناسازگاری یا سازگاری انسان با تغییرات محیطی و تعاملات محیطی است(همان منبع).
2-2-1-3- الگوی کلی نگری 
این الگو بر اساس کلیت شخص نه بر اساس بیماری یا عدم بیماری، سلامت را می سنجد. می توان گفت مجموعه ای از هردوالگو ذکر شده پیشین است.

....

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع سلامت






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه در مورداشتغال مادر

فصل دوم پایان نامه در مورداشتغال مادر

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورداشتغال مادر

فصل دوم پایان نامه در مورداشتغال مادر
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل68 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل43

فصل دوم پایان نامه در مورد اشتغال مادر

 

در  43 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اشتغال مادر

اشتغال مادر:

(به نقل از حدادی وهمکاران،2007)در چارچوب مدل های نظری نقش در غرب دو رویكرد عمده  یكی با دید مثبت ودیگری با دیدگاهی منفی  به مسئلة رابطه نقش اشتغال و سلامت در مورد زنان پرداخته است كه در این جا به اختصار به  هر یك از دو دیدگاه اشاره می شود.در چارچوب رویكرد منفی، گذشته از نظریه پارسونز  در مورد تفكیك كاركردی نقش زنان و مردان و تأكید وی بر لزوم عدم اشتغال زنان خانه دار، می توان از فرضیه های تكثرنقش، تضاد نقش، فشار بار اضافی نقش، فرضیه كم یابی و فرضیه فشار نقش نام برد .هریك از این فرضیه ها به نوعی حكایت از این دارند كه زنانی كه به كار در ازای دستمزد می پردازند، بیش تر احتمال دارد به دلایلی چون حجم بیش تر كار، افزایش انتظارات ومسئولیت های بیش تر و استرس ناشی از ایفای چند نقش توأمان، از نظر سلامت دروضعیت نامطلوب تری نسبت به زنانی كه صرفاً به نقش های سنتی همسری و مادری می پردازند، قرار گیرند . در مقابل، در چارچوب مد ل های رویكرد مثبت، به فرضیة اعتلای نقش، نظریة بسط نقش و فرضیة تجمع نقش می توان استناد نمودكه طی آن نقش اشتغال كه به عنوان نقش جدیدی به نقش های سنتی زنان اضافه شده، به عنوان یك امر مثبت و پرفایده در نظر گرفته می شود. در اینجا مكانیزم تأثیر گذاری مثبت نقش اشتغال از طریق عزت نفس افزایش یافته، درآمد بیشتر، كسب حمایت اجتماعی گسترده تر كه با اشتغال در ازای درآمد همبسته است.در جهت ارتقای سلامت زنان مورد تأكی می گیرد.آربر[1](1991) یادآور می شود كه كه اشتغال به كار زنان می بایست هم به عنوان نقشی دیگر و هم به عنوان متغیری ساختاری در نظر گرفت. اشتغال  به عنوان نقشی اضافه شده می تواند در بر دارنده تعهدات و مسئولیت های بیش تر باشد، اما از سویی دیگر، زنان باجایگاهی كه در بازار كار احراز می كنند، پاداش می گیرند و این امر حكایت بیش ترآن ها رابر منابع مالی در پی دارد و به آن ها این فرصت را اعطا می كند كه بتوانند به نحومثبتی برشرایط زندگی خودوخانوادة خود تأثیرگذار باشند(آربر،1991).بنابراین اشتغال مادر مشروط بر این که نیازهای جسمی وروانی کودک رسیدگی شود،مانعی برای تحول کودک محسوب نمی شود. كودكان مادران شاغل درمقایسه با كودكان مادران خانه دار، غالباً از سازگاری شخصیتی  اجتماعی بهتری در مدرسه برخوردارند. در مورد مفهوم جنسیت عقاید معقولانه تری دارند و درمورد فعالیتهای زن و مرد عقاید قالبی كمتر دارند(هافمن،1989). گیل وروبرتز (1996) در پزوهشی ارتباط بین اشتغال مادر وپیشرفت تحصیلی و سازگاری تحصیلی را بررسی نمودهاند، نتایج پژوهش آنها این بود كه وضعیت اشتغال مادر به تنهایی اثر متفاوتی بر رشد كودكان ندارد، درعوض اشتغال مادر با رشد كودكان از طریق متغیرهای میانجی یا واسطه ای مرتبط  است.

 

پژوهشهای انجام شد در ایران :

 

سیف ( 1372 ) سلامت و عدم سلامت روان را به مقد ار زیادی ناشی از تجارب موفق وناموفق دانش آموزان در دوران تحصیلی می داند. حنانی ( 1383،به نقل پور افکار،1391 ) در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه عملكرد خانواده و سلامت عمومی فرزندان انجام دادند. نتایج نشان داد كه بین عملكرد خانواده به طور كلی و سلامت عمومی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد . از میان متغیرهای عملكرد خانواده ، بین میزان همبستگی خانواده و سلامت عمومی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری به دست می آمد. کافی(1383)توجه و اهمیت والدین به پیشرفت تحصیلی فرزندان ممکن است در دانش آموزان انگیزه قوی برای یادگیری ایجاد کند.شعاری نژاد(1362 ).اشتغال مادر وعدم حضور تمام وقت وی در خانواده جزء ممترین عوامل موثر در سازگاری كودكند .     

 

حیدرنیا ( 1383 ) در پژوهشی تحت عنوان مقایسه سلامت روان و عزت نفس پسران تحت حضانت پدر، وپسران تحت حضانت مادر، و پسران خانواده های عادی از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و عزت نفس كوپر اسمیت استفاده كرد. نتایج به دست آمده نشان داد عزت نفس و سلامت عمومی خانواده های عادی بالاتر از پسران خانواده های طلاق (تحت حضانت مادر یا پدر) است. سلامت روان پسران تحت حضانت مادر بالاتر از پسران تحت حضانت پدربود كه در دو خرده مقیاس علائم جسمانی و اضطراب و ب یخوابی نیز نسبت به كودكان تحت حضانت پدر نمره بالاتری را كسب كردند.

[1]Arber

 بیابانگرد(1386)در پژوهش بیابانگرد در خصوص آثار اشتغال مادر بر رشد اجتماعی وپیشرفت تحصیلی كودكان نمونه دیگری از تحقیقات انجام شده در ایران است كه در تهران انجام پذیرفته است. این تحقیق از یك نمونه یك صد نفری ازدانش آموزان مختلف دوره سوم ابتدایی كه مادران شاغل و خانه دار داشتند و به گونه ای تصادفی انتخاب شدند و رشد اجتماعی كودكانی كه مادران شاغل داشتند به طور معناداری بالاتر از كودكانی كه دارای مادران خانه دار بوده است.. شعیری(1383) در پژوهشی نشان داد كه سلامت روانی همبستگی مثبت و معناداری با پیشرفت تحصیلی دارد به طوری كه هرقدر دانش آموزان از سلامت روانی بالاتری برخوردار باشند. پیشرفت تحصیلی بالا تری خواهند داشت.وردی در پژوهشی نشان داد كه كمال گرایی با سلامت روانی رابطه ی منفی دارد، اما با عملكرد تحصیلی رابطه ای ندارد. شهیری در پژوهشی نشان داد كه سلامت روانی همبستگی مثبت و معناداری با پیشرفت تحصیلی دارد به طوری كه هرقدر دانش آموزان از سلامت روانی بالاتری برخوردار باشند، پیشرفت تحصیلی بالاتری نیز خواهند داشت.

 

  محبی (1377، به نقل آزاد1391) در تحقیقی دیگر پیرامون « سواد والدین و عمل کرد تحصیلی دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی منطقه ی چهار کرج » به این نتیجه رسیده است که بین عملکرد دانش آموزانی که دارای والدینی باسواد هستند و دانش آموزانی که والدین بی سواد دارند تفاوت معناداری وجود دارد،به این معنا که سواد والدین درپیشرفت تحصیلی فرزندان اثرات مثبتی دارد.امین خندقی ،  پاک مهر(1390)یافته های این پژوهش درزمینهی بررسی تفاوت سلامت روان بین دختران و پسران، حاكی از آن بود كه دختران نسبت به پسران از سلامت روان بالاتری برخوردارند( 05/.>p( میانگین نمرات سلامت روان در پسران 92/26 ودر دختران 88/21 به دست آمد.نجاتی(1389) اگرچه زنان شاغل، به خصوص در شغل‌های خاصی مانند معلمی و پرستاری، به دلیل نقشهای متفاوتی که باید بر عهده گیرند، میزان تنیدگی بیشتری را متحمل می‌شوند و رشد و تحول روان‌شناختی کودکانشان مستقیماً با سلامت آنان ارتباط دارد، ولی نمی‌توان گفت که شغل مادر لزوماً بر سلامت روانشناختی کودک اثر منفی می‌گذارد. اما در صورتی‌که اشتغال فشارهای زیادی بر برنامه‌ریزی مادر وارد کند، کودک او در معرض خطر تربیت ناکارآمد قرار می‌گیرد. ساعات زیاد کارکردن و وقت کمی را با کودک گذراندن با رشد ناسازگاری درآنان ارتباط دارد. درحالیکه اشتغال نیمه وقت مادربه دلیل نقش مثبت آن بر بهداشت روانی زنان به حال کودکان در هرسنی مفید واقع می‌شود.احمدی و تقوی (1382)اشتغال مادران برای فرزندان دوره ابتدایی سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی بیشتری به همراه دارد و چنانچه اشتغال همراه با رضایت خاطر از انجام شغل باشد اثرات مثبت و مطلوبی بر فرزندان به جا می گذارد. عسکری(1390) اشتغال مادران با پیشرفت تحصیلی فرزندان در بین دختران و پسران متفاوت است . به این صورت که دختران بیشتر از پسران از داشتن مادر شاغل بهره می برند . دختران مادران شاغل از پیشرفت و سازگاری اجتماعی  استقلال بیشتری برخوردارند و تمایل بیشتری به اشتغال نشان می دهد.

 

2-4-پژوهشهای  انجام شده در خارج از ایران:

 

هافمن(1989)دریافت که مادران شاغل در مقایسه با مادران خانه دار،وقت کمتری را به مراقبت از کودک خود وبچه داری اختصاص می دهند مدت زمانی که مادران  شاغل فارغ تحصیل از  دانشگاه به مراقبت از فرزندانشان اختصاص می دهند حدود یک سوم زمانی است که یک مادر خانه دار صرف این کار می کند همچنین مادران شاغل وقت کمتری را به تماشای تلویزیون می گذرانند؛یا می خوابیدند.

 

هاروی[1] (1999)در تحقیقی طولی با عنوان تأثیرهای كوتاه مدت و بلندمدت اشتغال والدین بر كودكان به این نتیجه رسیده است كه اشتغال والدین حداقل تأثیر را در تأخیر عملكردهای كودكان دارد. دلیل اصلی نگرانی واضطراب مادرانی كه خانه داری یا اشتغال رابرای خود انتخاب نموده اند ممكن است این باشد كه آنها نیازدارند تا جایی كه امكان دارد برای فرزندانشان وقت صرف كنند. اگرچه گالینسكی[2] چنین گزارش میكند كه فقط 10 %از كودكان می خواستند وقت بیشتری رابا مادرانشان صرف كنند.کودکان دارای مادرخانه دارمادرانشان راحمایت كننده ترازكودكان مادرشاغل نمی دیدند(نقل از کپلان،2000)فای[3] و هافمن و ولادیس[4] (۱۹۶۳)با استفاده از پژوهش دیگر درکتاب مادران شاغل در آمریکا می نویسند: تحقیقات نشان می دهد که مادرانی که شاغل هستند با توجه به در آمدی که به دست می آورند وبه همسر خود در تهیه ی هزینه های زندگی کمک می کندتنش در خانواده را کاهش می دهند و همچنین در بالا بردن سطح استاندارد خانواده موثر هستند.(به نقل موسوی،1390)

 

هاگمن[5] (1994 ) تحقیقی در زمینة وضوح و گرمی ارتباط  دارد. هاگمن والدین  فرزندان و پیشرفت تحصیلی و عملكرد روان شناختی كودكان خانواده های آفریقایی  آمریكایی انجام داد وهمبستگی معنا داری میان ارتباط خوب والدین با فرزندان وپیشرفت تحصیلی و شایستگی كلی آنها نشان داد.

 

.آکوروگلو ؛والبرگ [6](1979) ضریب همبستگی بین اندازه های انگیزش و پیشرفت تحصیلی حاصل از پژوهش های انجام شده را در مورد 637000 دانش آموز کلاس اول تا کلاس 12 بررسی کردند و نشان دادند که میانگین ضرایب همبستگی موجود برابر 0/34+ است. این نتیجه بیانگر آن است که بین دو متغیر، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. یعنی با افزایش انگیزش دانش آموز، میزان پیشرفت تحصیلی بالا خواهد رفت (به نقل حسینی طباطبایی،قدیمی مقدم،1386).

 

 

 

[1]Harvey

 

[2] Galineskt

 

[3]Fi

 

[4]Vladys

 

[5]Hagman

 

[6]Kvrvglv and Wahlberg  

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورداشتغال مادر






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل94 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل56

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی

 

در 56  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی

 

خودنظم بخشی رفتار

 

طبق نظر بندورا اگر اعمال تنها بوسیله پاداش و تنبیه  بیرونی تعیین می­شدند، مردم شبیه بادبادک عمل می­کردند و هر لحظه تغییر جهت می­دادند تا خود را به عواملی که بر آنها تأثیر می­گذارد وفق دهند. با مردم غیر اصولی رفتار به دور از اخلاق و با مردم درستکار رفتار شرافتمندانه داشتند. حال اگر تقویت­کننده بیرونی و درونی رفتار را کنترل نمی­کنند پس چه چیزی آن­را کنترل می­کند؟ پاسخ بندورا این است که رفتار آدمی رفتار خود نظم داده شده است. انسان از تجربه مستقیم و غیر مستقیم معیارهای عملکرد را می­آموزد سپس آن معیارها پایه­ای می­شوند برای ارزیابی­های فرد. اگر عملکرد فرد در موقعیت­ها با معیارهای او هماهنگ بود مثبت ارزیابی می­شوند و اگر هماهنگ نبود منفی ارزیابی می­شود. از نظر بندورا تقویت درونی حاصل از ارزشیابی شخصی از تقویت بیرونی نیرومندتر است (هرگنهان[1]، 2009).

 

یادگیری خود تنظیمی یک چشم انداز مهم در پژوهش­های اخیر روان­شناسی تربیتی است (آکسان[2]، 2009). این رویکرد از سال 1980، مطرح شد و به واسطه اهمیتی که در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان دارد شهرت فزآینده­ای پیدا کرده است (ریان[3] و پینتریج ، 1997؛ نقل از احمدی پور، 1387). یادگیری خود تنظیمی یک فرآیند فعال و خود رهنمون است که دانش آموزان، شناخت، انگیزش، نتایج، رفتار و محیط خود را در جهت پیشبرد اهدافشان کنترل و تنظیم می­کنند (گوداس[4] و همکاران ، 2010).

 

زیمرمن5 یادگیری خود تنظیم را نوعی از یادگیری كه در آن افراد تلاش­های خود را برای فراگیری دانش و مهارت بدون تكیه به معلم و دیگران، شخصاً شروع كرده و جهت می­بخشد تعریف می­كند به عبارت دیگر در این یادگیری افراد مهارت­هایی برای طراحی، كنترل و هدایت فرآیند یادگیری خود دارند و تمایل دارند یاد بگیرند و قادرند کل فرآیند یادگیری را ارزیابی کنند ( فرمهینی فراهانی و همکاران، 1387). تلاش­های فعالانه­ای كه افراد به طور فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در فعالیت­های یادگیری از خود نشان می­دهند (زیمرمن،2002).

 

نظریه یادگیری خودتنظیمی یكی از نظریه­هایی است كه محققان و شناسانِ تربیتی در قالب آن به مطالعه می­پردازند. براساس نظریه یادگیری خود تنظیمی، مؤلفه­های شناخت، انگیزش و كنش­وری تحصیلی به صورت یك مجموعه درهم تنیده و مربوط به هم در نظرگرفته می­شوند (شیرازی تهرانی، ۱۳۸۱). بنابراین، استفاده از راهبردهای یادگیری خود -تنظیمی، از جمله عوامل تعیین­كننده در موفقیت تحصیلی محسوب می­شود و با بررسی آن می­توان عملكرد تحصیلی دانش آموزان را پیش­بینی نمود.  پیش­بینی عملكرد تحصیلی، یكی از موضوع­های محوری مورد علاقه روان­شناسی تربیتی است ( فارنهام[5] و همکاران، ۲۰۰۳؛ نقل از بوساتو[6] و همكاران، ۲۰۰۰). خود تنظیمی تعیین اهداف، تکمیل برنامه­ای در جهت دستیابی به آن اهداف، تعهد نسبت به انجام آن برنامه، اجرای فعال برنامه و اقدامات دیگری که در جهت باز خورد و اصلاح یا تعیین جهت انجام می­شود (بندورا، 1986،1997 ؛ نقل از آسچ[7]، 2005). به بیان دیگر افراد هم­پای اجتماعی شدن خود، اتکای کمتری به پاداش­ها و تنبیه­های بیرونی پیدا کرده و عمدتاً رفتارشان را خود، تنظیم می­کنند (کرین[8]، 2006).

 

مطالعه سوابق و تحقیقات نشان می­دهد که پیرامون خودتنظیمی تحصیلی پرسشنامه اندکی وجود دارد. مطالعه دوگان وآندرد[9] (2011) نشان داد که پرسشنامه خودتنظیمی از شش عامل انگیزش بیرونی، انگیزش درونی، فراشناخت، کنترل و ارتباط شخصی، خود اثربخشی تشکیل شده است. در بررسی دیگری مگنو [10](2011) به این نتیجه رسید که پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی دارای هفت عامل می­باشد شامل حافظه، هدف­گزینی، خودارزیابی، جستجوی کمک، ساختار محیطی، مسئولیت یادگیری باشد و برنامه­ریزی و سازماندهی می­باشد.

 

انواع خود نظم بخشی

 

زیمرمن و مارتینز در سال 2002 بین چند نوع خود تنظیمی در حیطه تحصیلی تفاوت قائل شده­اند كه این انواع خود تنظیمی براساس میزان درونی شدن آنها تقسیم­بندی شده است.

 

 نظم­دهی بیرونی

 

در پایین­ترین سطح پیوستار درونی­سازی قرار دارد. در این حالت، شخص منحصراً بر اساس وقایع بیرونی مورد انتظار دست به انجام عملی می­زند یا از انجام یك رفتار باز داری می­كند .

 

نظم­دهی درون فكنی شده

 

میزان زیادی از درونی­سازی به وسیله نظم­دهی درون فكنی­شده تبیین می­شود. در این سطح، شخص خود را با تأیید خود یا عدم تأیید خود، نظم می­بخشد .دانش آموز درون فكنی كرده تكلیف خود را انجام خواهد داد و در صورت عدم انجام آن احساس گناه خواهد كرد. آلبرت بندورا در بررسی یادگیر ی خود تنظیمی، دانش­آموزان را به عنوان شركت­كننده­های فعال از نظر فراشناختی، انگیزش و رفتاری در فرایند یادگیری می­داند. از نظر فراشناختی فراگیران خود تنظیم افرادی هستند كه روحیه طراحی سازماندهی، خود آموزی و خود ارزیابی دارند. از نظر انگیزشی فراگیران خود تنظیم در تمام مراحل مختلف یادگیر ی خود را افرادی لایق، خود كار آمد و مستقل    می­یابند. از نظر رفتاری فراگیران خود تنظیم، محیط­هایی را انتخاب می­كنند كه یادگیری را افزایش دهد. در این   راستا متغیرهای عاطفی مثل مفهوم خود و منبع كنترل با یادگیری خود­تنظیم نقش مهمی ایفا می­كنند .اصطلاح خود نظم دهی در یادگیری از سال 1980 معمول شده است. تحقیقاتی كه در این زمینه انجام گرفته است به تعامل راهبردهای شناختی­، فراشناختی و انگیزشی در یك ساختار منطقی تأكید كرده­اند همچنین استنباط     می­شود اصطلاح یادگیری خود نظم داده شده دارای بار « خود ارزشی » است به این دلیل كه در این نوع رفتار ابزار و واسطه­ای است میان افراد و راهبردهای یادگیری آنها از یك سو و اهداف آنها از سوی دیگر. مثلاً ادراك فرد از توانایی­های خود و ادراك فرد از سطح دشواری تكلیف سرانجام بر چگونگی كیفیت یادگیری او تأثیر می­گذارد (زیمرمن و مارتینز[11]، 2002؛ نقل از فرمهینی فراهانی و همکاران، 1387).

 

 

 

  1.Hergenhan

 

2.Aksan

 

3.Ryan

 

4.Goudas

 

5.Zimmerman

 

 

 

 1.Furenhum

 

  2. Busato

 

  3. Asch

 

  4. Carina

 

 5. Dgun & Andrade

 

  6. Magno

 

  1. Zimmerman & Marthins

 

 

 

 زارع و همکاران (1392) پژوهشی تحت عنوان تأثیر نقشه مفهومی بر پیشرفت تحصیلی و خود تنظیمی سطوح بالای یادگیری در درس فیزیک انجام دادند. در این تحقیق روش نمونه­گیری به صورت خوشه­ای تصادفی انجام شد. یافته­ها نشان داد که نقشه مفهومی تأثیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی و افزایش خود تنظیمی در سطوح بالای یادگیری در درس فیزیک دارد. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر، به کارگیری نقشه مفهومی در آموزش درس فیزیک می­تواند بر پیشرفت تحصیلی و خود تنظیمی سطوح بالای یادگیری تأثیر مثبت داشته باشد.

 

ابراهیمی قیری (1392) درپژوهشی393دانش آموز (195تیزهوش 198عادی) بصورت نمونه­گیری خوشه­ای از دبیرستان­های شیراز انجام داد و نتایج تحلیلی t مستقل نشان دادکه انگیزش تحصیلی بیرونی و درونی و امید تحصیلی در دانش آموزان عادی بیشتر از تیزهوشان بود ولی در بعد فقدان انگیزش تفاوتی باهم نداشتند.

 

محمدپورپیرعلیدهی (1391) درپژوهی باعنوان مقایسه خودتنظیمی و تاب آوری در دانش آموزان تیزهوش و عادی برروی300نفر دانش­آموز تیزهوش و عادی دوره متوسطه شهر بندرعباس نشان داد که بین میزان خودتنظیمی دانش آموزان تیزهوش و عادی تفاوت وجود دارد بدین گونه که عادی­ها از خودتنظیمی بالاتری برخوردارند و بین خودتنظیمی و تاب آوری در دختران و پسران تیزهوش و عادی تفاوت مشاهده نشد.

 

 سامانی و حسینی (1391) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط ابعاد کارکرد خانواده و خودتنظیمی فرزندان بر روی 397نفر از دانش آموزان پایه سوم دبیرستان شهر شیراز دریافتند که پاسخدهی عاطفی پیش­بینی کننده فراشناخت فرزندان بود و نقش­ها قابلیت پیش­بینی شناخت فرزندان را دارد و همچنین کارکرد هیجانی خانواده پیش­بینی کننده انگیزه فرزندان است.

 

 سواری و نیسی (1391 ) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط خودتنظیمی و خود اثربخشی  با گرایش به تکالیف درسی دریافتند که بین خود تنظیمی وخود اثربخشی با گرایش به تکالیف درسی همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد.

 

 حسینی (1391) در یک تحقیق خود تحت عنوان بررسی ارتباط ابعاد کارکرد خانواده و خودتنظیمی فرزندان نشان داد که پاسخدهی عاطفی پیش­بینی کننده فراشناخت فرزندان بود و نقش­­ها قابلیت پیش­بینی شناخت فرزندان را دارد. همچنین کارکرد هیجانی خانواده پیش بینی کننده انگیزش فرزندان است.

 

 صادقی (1391 ) در پژوهش خود تحت عنوان تعیین نقش کارکرد خانواده بر خودتنظیمی و خودکارآمدی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر کرمانشاه نشان داد که بین خودکارآمدی فرزندان معلمان تربیت بدنی و خودکارآمدی فرزندان رشته های غیر از آن تفاوت معناداری وجود دارد. ولی بین خودتنظیمی فرزندان معلمان تربیت بدنی و خودتنظیمی فرزندان رشته های غیر از تربیت بدنی تفاوت معنی داری وجود ندارد.

 

قریشی (1391) در پژوهشی باعنوان مقایسه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و باورهای انگیزشی فرزندان در گونه­های مختلف خانواده براساس مدل فرایند برروی 308 نفر دانش آموز دبیرستانی شیراز نشان داد که بین دانش آموزان گونه­های مختلف خانواده از لحاظ بکارگیری ابعاد باورهای انگیزشی تفاوت معنادار وجود ندارد ولی در گونه­های مختلف خانواده از لحاظ ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی تفاوت وجود دارد.

 

 تمنایی فر و همکاران (1391) نیز که با عنوان رابطه بین اعتیاد به اینترنت و ویژگی­های شخصیتی دانش آموزان مقطع متوسطه کاشان انجام شد، در این تحقیق 400 نفر به صورت نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شد. برای تحلیل داده­های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده گردید. بین اعتیاد به اینترنت با روان رنجورخویی و برون گرایی با 95 درصد اطمینان رابطه ای معنادار وجود داشت. اما، بین با وجدان بودن با اعتیاد به اینترنت رابطه معنی­داری مشاهده نشد. نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت با برخی از صفات شخصیتی دانش آموزان از جمله روان رنجورخویی و برون گرایی ارتباط دارد.

 

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع تعاریف و مفاهیم خود نظم بخشی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل75 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل50

فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

 

در 50  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

 

تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده

 

نمای تاریخی لغت خانواده بسیار قدیمی است. خانواده از لغت فامیلیا[1] مشتق شده است) 100تا 300 بعد از میلاد)كه به همه افراد یك خانواده اعم از خویشاوندان، غیرخویشاوندان، مستخدمان، برده­ها و كارگران نسبت داده می­شود. سپس در نتیجه رشد طبقه متوسط یا سرمایه­داری خانواده محدودتر به وجود آمد (1215 تا1600بعد از میلاد (اعضای خانواده ملزم می­شدند كه در منافع اقتصادی، اجتماعی و عاطفی خانواده سهیم باشند. در اوایل قرن بیستم، خانواده به عنوان یك واحد اقتصادی وابسته به یكدیگر كه همه افراد در آن شركت داشتند، تعریف شد (جبك[2] 1997؛ شیبانی، 1383).  

 

کارکردخانواده از نظر رویکرد ساختاری، نظریه­ای کاربردی است بنیانگذار اصلی این نهضت سالوادورمینوچین  است. یکی از فرضیه­های مهم آن این است که هر خانواده یک ساختار دارد این ساختار زمانی که خانواده در شرایط واقعی قرار داشته باشد شناخته می­شود. ساختار عبارت است: از مجموعه­ی رفتار و نقش­هایی که اعضای خانواده از طریق آن به هم مرتبط­اند. در رویکرد ساختاری، خانواده به عنوان یک کل مطرح می­شود و تعاملات بین زیر مجموعه­ها مورد توجه قرار می­گیرد (مینوچین،1381).

 

نوابی­نژاد خانواده را گروهی كوچك از افراد می­داند كه از طریق پیوند زناشویی یا خونی با یكدیگر در ارتباط متقابل هستند و در كنار یكدیگر در واحد خاص زندگی می­كنند و دارای تجارب و فرهنگ مشتركی هستند.  همچنین خانواده دارای امیال و اهداف مشابه بودند و مهر و علاقه آنان را به یكدیگر پیوند داده است. آکرمن[3] خانواده را كانون كمك تسكین و شفابخشی می­داند. خانواده كانونی است كه باید فشارهای روانی وارد شده بر اعضای خود را تخفیف دهد و راه رشد و شكوفایی آنها را هموار سازد (  نقل از ثنایی، 1387).

 

جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند. خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه‌پذیری کودکان است. انسان­شناسان به طور کلی نهاد خانواده را این طور طبقه­بندی می‌کنند: مادرتباری (مادر و فرزندان او)، زناشویی (زن و شوهر)، و فرزندان. که خانواده هسته‌ای نیز خوانده می‌شود، و خانواده گسترده هم‌خونی که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می‌کنند. همچنین در برخی جوامع مفاهیم دیگری از خانواده وجود دارد که روابط سنتی خانواده را کنار گذاشته‌اند. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعیِ جامعه پذیری، در جامعه‌شناسی خانواده مورد بررسی قرار می‌گیرد ( اعزازی، 1385). کارکرد خانواده معمولاً در خانواده­هایی که شیوه فرزند پروری اقتدار منطقی را در پرورش فرزندان به کار می­گیرند نیرومند­تر است. خانواده­هایی که در شیوه فرزند­پروری خود از اصل همکاری و دموکراسی در روابط پیروی می­کنند، توانایی بیشتر برای انطباق با تغییرات دارند و شرایط مناسبی برای رشد کودکان فراهم می­کنند. در خانواده با الگوی سالم، اعضای خانواده مورد حمایت همدیگر هستند. انتظارات مربوط به نقش­های افراد روشن و دارای انعطاف است. مقررات خانواده واضح و انعطاف پذیر و نه بی مرز است (برک،1393).

 

راهبردهای خانواده

 

خانواده­ها معمولاً از الگوهای تعاملی ثابت، مشترک، هدفمند و مکرری را به نمایش می­گذارند که به آن راهبردهای خانواده می­گویند.(کانتور و لر[4]،1975). این راهبردها معمولاً مطرح نمی­شوند به گونه­­ای که هر یک از اعضا احساس می­کنند باید نقشی را بازی کند که قبلاً به خوبی جا افتاده است. انواع این راهبردها عبارتند از :1-آنهایی که به قصد تداوم خانواده سعی می­کنند رابطه بین اعضا را حفظ کنند.2-آنهایی که به طور موقت فشار روانی راتشدید می­کند تا به هدف مورد نظر برسند.3-خانواده­هایی که می­کوشند با شرایط بیرونی کنار بیایند و در برابر نیازهای دائم التغییر اعضا پاسخگو باشند (گلدنبرگ[5]،2013).

 

 رویكردها و دیدگاه­های تبیین خانواده

 

در بررسی نظریات ارائه شده برای تبیین آسیب­شناسی در چار چوب خانواده رویكردهای بوئنی و ساختاری، طرح سه محوری و دیدگاه راهبردی می­توان توجه كرد .

 

 

 

 

 

 رویکرد چند نسلی

 

این رویكرد كه نشأت گرفته از نظریات بوئن است، به آسیب­های خانوادگی در چند نسل می­پردازد. در رویكرد بوئنی بیماری­های عاطفی زمانی ایجاد می­شود كه افراد نمی­توانند خود را به نحوی شایسته از خانواده­های اصلی­شان متمایز كنند. متمایز كردن خود عبارت است از توانایی به دست آوردن كنترل عاطفی و در عین حال، ماندن در جو عاطفی شدید خانواده، متمایز كردن خود بیانگر میزان توانایی فرد برای تفكر واقع بینانه راجع به موضوعات سر شار از عاطفه در خانواده است. نئون[6] معتقد است كه سناریو زیر به ایجاد بیماری عاطفی می­انجامد زن و مردی كه تضادهای حل­نشده با پدر و مادر خود دارند ازدواج می­كنند. زن و شوهر سعی دارند هر طور شده مسائل را فیصله بخشند.  می­پذیرند كه با هم مخالفت نكنند و یك صمیمیت كاذب به وجود آورند. ازدواج از بیرون ظاهراً بی اشكال است. نمایی ظاهری از خوشبخت بودن دارد اما در اعماق آن كشمكش، تنهایی و درد حاكم است .با تولد كودك به عنوان جزء سوم یک سیستم، مثلثی به وجود می­آید كودك كانون توجه می­شود. در سیستم قفل می­شود و خروج از خانواده را حقیقتاً غیر ممكن می­یابد (پور قاسمی،1389).

 

بوئن[7] (1978) تمایز یافتگی را براساس نظریه نظام­های خانواده توصیف می­کند که شخص قادر است در روابطش بین کارکرد عقلانی، عاطفی با صمیمیت و خودمختاری تعادل برقرار کند. بر اساس این نظریه حداقل چار عامل، واکنش­پذیری عاطفی، گسلش عاطفی، آمیختگی با دیگران و توانایی بدست آوردن جایگاه من از پیش­بینی­کنندگان سطح تمایز یافتگی یک فرد هستند. خودتمایز یافتگی یا تفکیک خود که مهم­ترین مفهوم نظریه سیستمی بوئن است بعنوان توانایی برقراری تعادل بین خود مختاری هیجانی و عقلانی ،صمیمیت و پیوستگی در روابط توصیف می شود (مته یارد، اندرسون و مارکس [8]،2011).

 

رویكرد ساختاری

 

دومین دیدگاه كلی در اصل ساختاری است در این دیدگاه كل اعضای خانواده دچار مسئله هستند و رفتار مختل الزاماً واكنش به ارگانیسم خانوادگی تحت فشار نیست. مینو چین و همکاران[9](1976) كه به واقع پیشرو این دیدگاه است در تبیین آسیب شناسی كودك به وجود مرزهای در هم تنیده یا از هم گسسته اشاره دارد در اصل خانواده­های نا كارآمد با ایجاد این­گونه مرزهای تحول و مستقل شدن اعضای خود را دچار وقفه می­سازند.

 

رویكرد ساختاری به دونوع ساختار بیمارگون خانواده اشاره می­کند :

 

 

 

 

 

 

 

1.خانواده گسسته

 

در این نوع خانواده مرزهای بسیار انعطاف ناپذیری وجود دارد در خانواده گسسته[10] بین اعضای خانواده تماس كم یا هیچ تماسی وجود ندارد در این نوع خانواده ساختار سالم، نظم یا قدرت تقریباً دیده نمی­شود. پیوند بین اعضای خانواده ضعیف است یا اصلاً پیوندی وجود ندارد برداشت كلی از این نوع خانواده­ها نوعی میدان اتم مانند است، به این صورت كه اعضای خانواده لحظه­های طولانی بدون ارتباط با یكدیگر، در مدارهای جدا از هم حركت می­كنند خانواده نا منسجم است.

 

2. خانواده به هم تنیده

 

مرزها در این نوع خانواده مبهم هستند ویژگی برجسته خانواده به هم تنیده[11] "در هم آمیختگی" اعضای آن است به طوری كه تلاش برای تغییر دادن یكی از اعضاء بلافاصله مقاومت اعضای دیگر را بر می­انگیزد.

 

مینوچین و همكاران (1976 ) ابلاغ مرزی كه والدین را از فرزندانشان جدا می­سازد  به صورت نامناسب مثل زنا با محارم قطع می­شود. نقش­های همسر و والد به اندازه­ی كافی متمایز نشده­اند به طوری كه زیر سیستم همسر و زیرسیستم والد هیچ یك قادر به عمل نیستند. مرزهای فردی محترم شمرده نمی­شوند به طوری كه زیر سیستم ­ای فردی نمی­توانند خود مختاری و هویت به نحو شایسته­ای پرورش دهند (پروجاسكا ونوراكس،2012).

 

  طرح سه محوری

 

تسنگ و مک درموت[12])1979) یك طبقه بندی سه محوری  از خانواده­­های مشكل دار ارائه دادند .محور این طرح تعیین سه طبقه از مشكلات بود : (نقل ازپورقاسمی،1389).

 

1. بد كار كردی­های رشدی در خانواده

 

2.بد كار كردی نظام خانواده

 

3.بد كار كردی گروه خانواده

 

این طرح پیچیده است و هر كس می­خواهد از آن استفاده كند باید مقاله­ی اصلی آن را با دقت مطالعه كند به طور خلاصه محور­های آن به شرح زیر می­آید :

 

محور  1- بد كار كردی رشدی خانواده

 

الف) بد كار كردی رشدی

 

بد كار كردی اولیه خانواده : به معنی اشكال در تحقیق رابطه­ی زناشویی رضایت آمیز است.

بد كار كردی فرزند آوری در خانواده  :با به دنیاآمدن فرزندان رخ می­دهد .

بد كار كردی در فرزند پروری خانواده :اشكال در ارتباط و تقویت فرزندان خردسال است.

بد كار كردی در بلوغ خانواده : این امر معمول روی مشكلات تفرد و موضوعات جدایی متمركز

       است .

 

بد كار كردی در گرد همایی خانواده

ب)تفاوت­ها و پیچیدگی رشدی

 

1. خانواده گیسخته: زمانی است كه بحران خانوادگی با جدایی یا طلاق همراه می­شود.

 

2. مشكلات خانوداگی یك والد : به وجود تنها یك والد در خانواده بستگی دارند .

 

3. بد كاركردی خانواده باز ساخته : در جایی است كه ازدواج مجدد با داشتن فرزندان حاصل از

 

ازدواج قبلی وجود دارد.

 

4. خانواده­ی بی ثبات مزمن: مشخصه ی آن قهر و جدایی­های فراوان و طلاق است.

 

محور 2-  بد كاركردی نظام خانواده

 

الف ) بد كاركردی نظام همسر

 

بد كار كردی زناشویی تکمیلی

بد كار كردی زناشویی تعارض آمیز

بد كار كردی زناشویی وابسته

 بد كار كردی زناشویی بد قید

5.   بد كار كردی زناشویی ناسازگار

 

ب) بد كار كردی نظام فرعی والد –كودك

 

1. بد كار كردی مربوط به والد

 

2. بد كار كردی مربوط به كودك

 

3. بد كار كردی رابطه والد –كودك

 

4. بد كار كردی مثلثی والد – كودك

 

ج) بد كاركردی نظام فرعی خوهران و برادران

 

محور 3-  بد كاركردی گروه خانواده

 

الف) بد كار كردی­های كنشی –ساختاری

 

1. فیعض خانواده­های دارای عملكرد ضعیف.

 

2. خانواده­های بیش ازحد ساخت یافته.

 

3.خانواده­هایی كه یكپارچگی آسیب­شناختی و كلاف گونه دارند.

 

4.خانواده­هایی كه از لحاظ هیجانی از هم بریده هستند.

 

5.خانواده­های سازمان نیافته.

 

ب) بد كار كردی­های سازگاری اجتماعی

 

1.خانواده­هایی كه از لحاظ اجتماعی منزوی هستند.

 

2.خانواده­هایی كه از نظر اجتماعی نا به هنجارند.

 

3.خانواده­های دارای یك جو خاص ( تحت سیطره­ی موضوعات مشترك رایج، رازها، آیین­ها یا

 

عقاید فرهنگی ((پورقاسمی،1389).

 

 

 

1. Familia

 

2. Gebeke

 

3. Akerman

 

1.Kantor And Leher

 

2.Goldenberg

 

  

 

1.Neon

 

2.Boen

 

 3.Meteyard,Anderson &Marks

 

4. Disengaged  Family

 

1. Enmashed  Family

 

2.Tseng &Mc Dermontt

 

  

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعاریف و مفاهیم کارکرد خانواده






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی

فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی

فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل197 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل35

فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی

 

در  35 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع رضایت از زندگی

 

آغاز توجه به بهزیستی

 

در چند دهه‌ی  اخیر و با پیدایش رویکرد روان‌شناسی مثبت، تغییرات بسیاری در تحقیقات روان‌شناختی صورت گرفت؛ علاقه به تحقیق در این حیطه افزایش یافت (شوگرن، لوپز، ویماید، لیتل و پرس‌گروو[1]، 2006) و گرایش پژوهش‌ها برای تبیین پدیده‌های روان‌شناختی، به سمت توانایی‌ها و ویژگی‌های مثبت انسان سوق پیدا کرد (حجازی و همکاران ، 1392). این شاخه‌ی  جدید از روان‌شناسی اساساً به مطالعه‌ی  علمی توانمندی‌ها، شادمانی[2] و بهزیستی ذهنی انسان (اشنایدر و لوپز[3]، 2007؛ به نقل از شیخی و همکاران ، 1389) و موضوع نسبتاً جدیدتر رضایت از زندگی و رویکردهای لذت‌گرا[4] و سعادت گرا[5] (کار[6]، 2004؛ ترجمه‌ی  شریفی و نجفی‌زند، 1387)، می‌پردازد.

 

سازمان بهداشت جهانی[7] نیز، سلامت[8] را به‌عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی، و نه صرفاً نبود بیماری تعریف کرده است. این سازمان، سلامت روانی[9] را نیز به‌عنوان«حالتی از بهزیستی که در آن فرد توانایی‌های خود را می‌شناسد، می‌تواند با فشارهای روانی بهنجار زندگی کنارآید، به نحو پرثمر و مولدی کار کندو برای اجتماع خویش مفید باشد» تعریف می‌کند (جوشنلو، رستمی و نصرت‌آبادی، 1385).

 

 با توجه به نقش تعیین کننده‌ی  بهزیستی در تعیین و تبیین کنش وری روان شناختی بهینه در افراد، شواهد تجربی مختلف، مطالعه‌ی  نظامدار عوامل تبیین کننده‌ی  الگوی تجارب هیجانی مثبت و منفی را به مثابه‌ی  یکی از مهم‌ترین اولویت‌های پژوهشی خود تعریف کرده است (هوبنر، سالدو، اسمیت و مک نایت[10]، 2008).

 

 

 

تعریف بهزیستی

 

سازه‌ی  بهزیستی معمولاً تحت عنوان بهزیستی روان‌شناختی، بهزیستی اجتماعی و بهزیستی ذهنی موردبررسی قرار می‌گیرد (حجازی و همکاران، 1392). بهزیستی ذهنی عبارت است از ارزشیابی زندگی برحسب رضایت و تعادل داشتن بین حالات عاطفی مثبت و منفی. مدلی سه مؤلفه‌ای (و در برخی موارد با مشترک دانستن دو مؤلفه عاطفی[11]، مدل دومؤلفه‌ای) برای مفهوم بهزیستی پیشنهادشده است که عبارت است از: 1) عاطفه مثبت، 2) عاطفه منفی، 3) مؤلفه شناختی[12] رضایت از زندگی (داینر 2000، به نقل از سلطانی‌زاده، ملک‌پور و نشاط‌دوست، 1391).

 

بهزیستی ذهنی شامل اصول مهمی است که بر همه ابعاد رفتار انسان و پیشرفت او (شامل سلامت فیزیکی و روانی، پیشرفت مهارتی و آموزشی، صلاحیت اجتماعی و ایجاد روابط مثبت اجتماعی) تأثیرمی‌گذارد (برجز، نیآجی و زاف[13]، 2002؛ به نقل از پیوسته‌گر، دستجردی و دهشیری، 1389).

 

 

 

ابعاد مختلف بهزیستی از نظر ریف

 

باید گفت که بهزیستی مفهومی انتزاعی و چندبعدی است که دارای فرضیه‌های متعددی است وعوامل بسیاری در تأمین بهزیستی افراد با یکدیگر تعامل دارند. در این‌جا به دلیل این‌که مدل بهزیستی ریف، مدلی جامع و دربرگیرنده‌ی  متغیرهای پژوهش حاضر است، موردبررسی قرارمی‌گیرد.

 

مدل ریف شش بعد کارکرد روان شناسی مثبت که بهزیستی را احاطه کرده‌اند، در برمی‌گیرد. این شش بعد عبارت‌اند از:

 

-         خویشتن پذیری، که شامل ارزیابی مثبت فرد از خودش و گذشته‌اش‌است. (این بعد به دلیل ارزیابی فرد از خودش، می‌تواند با خودپنداره که یکی از متغیرهای پژوهش حاضر است، مرتبط باشد)

 

-         روابط مثبت با دیگران، اشاره به داشتن روابط پاداش‌دهنده با دیگران و کیفیت این رابطه دارد. (این بعد با رابطه‌ی  بین والدین و فرزندان و تعارض والد – فرزند که یکی از متغیرهای پژوهش حاضر است، مرتبط است)

 

-         استقلال، که به عنوان احساس خودمختاری تعریف شده است. این تعریف به شکل ساده به استقلال و توانایی تنظیم رفتارها، اشاره دارد.

 

-         تسلط بر محیط، که اشاره به ظرفیت مدیریت مؤثر زندگی و دنیای اطراف دارد.

 

-         هدف در زندگی، که به عنوان این باور که زندگی فرد هدفمند و بامعناست، تعریف شده است.

 

-          رشد شخصی، به معنی رشد توانایی‌های باالقوه و بالفعل ساختن آن‌هاست(علیزاده، 1392).

 

 

 

تعریف رضایت از زندگی

 

دیدگاه فرد نسبت به زندگی بیشتر بر پایه منابع شناختی است، تا عکس‌العمل‌های هیجانی کوتاه‌مدت. به همین دلیل ازلحاظ مفهومی، رضایت از زندگی (جزء شناختی بهزیستی) پایدارتر از عناصر عاطفی است و درنتیجه از آن به‌عنوان شاخص کلیدی بهزیستی ذهنی مثبت یاد می‌شود (داینر و داینر، 2009).

 

تعریف رضایت از زندگی عبارت است از: نگرش مساعد فرد به زندگی خود به‌طورکلی (هیبرون[14]،2007). کرسینی (2002) نیز رضایت از زندگی را ادراک یا احساس کلی مثبت هر فرد، در مورد کیفیت زندگی‌اش، می‌داند. رضایت از زندگی یک فرایند داوری است که افراد کیفیت زندگی خود را بر اساس ملاک‌های منتخب خودارزیابی می‌کنند (شیخی و همکاران، 1389). بنابراین این‌گونه ارزیابی‌ها شامل پاسخ‌های هیجانی افراد، حیطه رضایت و ارزیابی شناختی آنان است (مالکوک[15]، 2011).

 

 راجع به رضایت، فلاسفه قدیم نظیر ارسطو، افلاطون و همچنین اریک فروم[16] مباحث فراوانی را مطرح کرده‌اند. به عقیده فروم، نیازهای تأمین نشده بر جسم فشار می‌آورند و ارضای آن‌ها سبب رضایت می‌شود. ازکمپ[17] در تعریف رضایت می‌گوید: «در تضاد با مفهوم خوشحالی که ناظر بر تجربه عاطفی (هیجان‌ها و احساس‌ها) است، رضامندی بر تجربه شناختی یا داورانه ای دلالت دارد که به‌عنوان اختلاف ادراک شده بین آرزو و پیشرفت قابل‌تعریف است. این تعریف طیفی را تشکیل می‌دهد که از ادراک کامروایی تا حس محرومیت را در برمی‌گیرد» (ازکمپ، ترجمه ماهر،1386). در حقیقت رضایت از زندگی این مسائل را منعکس می‌کند که تا چه اندازه نیازهای اساسی برآورده شده‌اند و تا چه اندازه انواع دیگر اهداف، به‌عنوان اهداف قابل‌دسترسی می‌باشند. درحالی‌که برای افرادی که در شرایط کم‌تر پیشرفته زندگی می‌کنند، ارضای نیازهای اساسی، بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد (کومین و نیستیکو[18]، 2002).

 

رضایت از زندگی را به‌عنوان قضاوت شخصی از سعادت و بهروزی و کیفیت زندگی مبتنی بر معیارهای انتخابی هر فرد تعریف کرده‌اند. مفهوم رضایت به‌عنوان یک تجربه درونی است که حضور مثبت هیجان‌ها و نبود احساسات منفی را در برمی‌گیرد (رود، آرتول دی، مونی، نییر، بولدوین، بامر و روبین[19]، 2005). رضایت درونی انسان‌ها، از رشد فردی، اجتماعی و منابع سازشی نشأت می‌گیرد (فانک، هوبنر و والیوس[20]، 2006).

 

هنگامی‌که از افراد خواسته می‌شود تا رضایت از زندگی خود را ارزیابی کنند، آنان به راهبردهای اکتشافی، عاطفی و دیگر اطلاعاتی که در خاطرشان به‌آسانی قابل‌دسترس باشد، تکیه می‌کنند. به عبارتی تعهد فرد به یک سری اهداف جهت دستیابی به آن و وجود اهدافی مرتبط با روابط اجتماعی، کار و فعالیت؛ رضایت از زندگی را می‌سازد (فیلسینگر و توما[21]، 1988، به نقل از شاه سیاه، بهرامی، محبی و ترابی، 1390).

 

 

 

[1].Shogren. K, Lopez. S,Wehmeyed.M, Little. T & Pressgrove. C

 

[2].happiness

 

[3].Snyder & Lopez

 

[4].hedonic

 

[5].eudaimonic

 

[6].Carr. A

 

[7].World Health Organization(WHO)

 

[8].mental

 

[9].mental health

 

[10].Huebner. S, Suldo. S , Smith. L & McKnight. C

 

[11].affective component

 

[12].cognitive component

 

[13].Bridges. L, Margie. N&  Zaff. J

 

[14].Haybron. D

 

[15].Malkoc. A

 

[16].Erich Fromm

 

[17].Oskamp. S

 

[18].Cummins. R & Nistico. H

 

[19]. Rode. J, Arthaul-Day. M, Mooney. C, Near. J, Baldwin. T, Bommer. W & Rubin. R

 

[20]. Funk. B, Hubner. S & valios. R

 

[21]. Filsinge. E & Thoma. S

 

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع رضایت از زندگی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد - فرزند

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد فرزند

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد - فرزند

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد  فرزند
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل39 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل29

فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد - فرزند

 

در  29 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع تعارض والد - فرزند

 

نوجوانی[1]

 

نوجوانی دوره انتقالی است که در آن فرد از وابستگی کودکی[2]به‌سوی استقلال، مسئولیت‌پذیری و امتیازات بزرگسالی[3] حرکت می‌کند (لطف‌آبادی، 1390). هرچند در خصوص طول این دوره اتفاق‌نظر کاملی بین روان شناسان وجود ندارد. معمولاً سنین 11 الی 13 تا 18 الی 20 سالگی را دوره نوجوانی می‌دانند (لطف‌آبادی، 1390). نوجوانی، بروز تغییرات زیستی، بدنی و اجتماعی تعریف شده است که مدتی طول می‌کشد و با انتظارات، رفتارها و نگرش‌های خاص این دوره بین اعضای خانواده همراه است (هریس[4]، 2008؛ به نقل از برجعلی، 1392).

 

نوجوانی دوره افزایش فشار است. نوجوانان باید تصمیمات مهم دوران زندگی خود را درباره شغل، سلامت، رفتارهای پرخطر و تحصیل بگیرند و عبور از این دوره می‌تواند برای نوجوانان و خانواده‌هایشان دوران سختی باشد (جنکینز[5]،2009؛ به نقل از برجعلی، 1392). در این دوره، نوجوان[6] با دو مسئله اساسی درگیر است: بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین، بزرگسالان و جامعه، و بازشناسی و بازسازی خود به‌عنوان یک فرد مستقل (لطف‌آبادی، 1390). تحولات سریع این دوره، روابط نوجوان با دیگران ازجمله والدین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. سال‌های ابتدایی نوجوانی به‌ویژه 10 تا 15 سالگی، با ظهور و افزایش تعارض میان نوجوانان و والدینشان ارتباط دارد (آلیسون، 2000؛ به نقل از قمری، 1392).

 

 

 

اهمیت رابطه‌ی  والد و نوجوان

 

خانواده یک واحد اجتماعی است که بیشترین تأثیر را بر رشد افراد دارد (بیابانگرد،1389). امروزه نقش محرک و سازنده خانواده برای نوجوان بر همگان روشن است. پدر و مادر اولین کسانی هستند که زیربنای شخصیت سالم یک نوجوان را می‌سازد و پایه‌گذار ارزش‌ها و معیارهای فکری وی هستند. متأسفانه بسیاری از خانواده‌ها به علت بی‌توجهی و عدم آشنایی با شیوه‌های برقراری ارتباط با فرزندان خود، نمی‌توانند با آن‌ها رابطه صحیح برقرار کنند. نوجوان در این دوره بیش از هر زمان دیگر نیاز به مراقبت و همراهی والدین خود دارد، لذا قطع رابطه با نوجوان و یا رابطه نادرست با نوجوان ممکن است تأثیرات مخربی بر او بگذارد (اکبری، 1382). روابط نوجوانان کار آسانی نیست. نوجوانان با تعارض بین استقلال[7] خواهی و احساس درجه وابستگی[8] خود به والدین درگیر هستند.باآنکه هم‌سن‌وسال‌ها نقش مهمی در زندگی نوجوان ایفا می‌کنند، اما هیچ‌چیز مانع نفوذ مهم والدین در نوجوانان نیست (منصور، 1390) وپژوهش‌ها نشان می‌دهد نوجوانانی که رابطه خوبی با والدین خود نداشته‌اند، از عزت نفس[9] پایین، ادراک ناکارآمد از شایستگی‌ها و فقدان انگیزش[10] رنج می‌برند (غمخوارفرد، امراللهی‌نیا و آزادفلاح، 1391).

 

 

 

تعریف تعارض

 

تعارض یکی از جنبه‌های مهم روابط اجتماعی[11] انسان‌ها و صورتی از کنش متقابل اجتماعی است (واندنبرگ[12]، ترجمه نیک‌گهر، 1386). تعارض، تعاملی است ناراحت‌کننده بین دونفری که تمایل یا توانایی گوش کردن به ناراحتی‌های یکدیگر را ندارند. حالتی از جدایی و تنش که فشار روانی زیادی را ایجاد می‌کند و احساسات و هیجانات منفی را در طرفین موجب می‌شود) نبل اسچالم[13]،2006؛ به نقل از خدامی، 1391). تعارض ازنظر لغوی نیز، به معنی باهم اختلاف داشتن و معترض و مزاحم یکدیگر شدن است (عمید، 1389). واژه تعارض به ناتوانی در حل تفاوت‌ها اشاره داشته و بیشتر با تنش، خصومت و پرخاشگری همراه است (هال[14]،1987؛ به نقل از گیتی پسند و همکاران ، 1387). تعارض والد- فرزند عبارت است از چالش‌های ارتباطی و تعارضی که در حین رشد و تغییر اعضای خانواده ایجاد می‌شود (ازمت و بی اوقلو[15]، 2009).

 

 

 

حوزه‌ها و مسائل مورد تعارض

 

موضوع‌های تعارض میان والدین و نوجوانانو نیز اهمیت و ترکیب آن‌ها در فرهنگ‌های[16] گوناگون متفاوت است (اسدی یونسی، مظاهری، شهیدی، طهماسیان و فیاض‌بخش، 1390).

 

 بر اساس مدل حوزه‌های اختصاصی[17]، می‌توان از چهار حوزه عمده در تحقیقات رشد شناختی و اجتماعی[18] نام برد: 1) مسائل اخلاقی[19] شامل رفتارهایی که نادرست تلقی می‌شوند زیرا حقوق دیگران را مورد تجاوز قرار می‌دهند. 2) مسائل متعارف[20] شامل قواعد رفتاری مرسوم و موردتوافق همه و قواعدی که چارچوبی برای تعاملات اجتماعی پدید می‌آورند. 3) مسائل شخصی[21] که برعکس دو مورد فوق اعمالی‌اند که نتیجه‌شان تنها متوجه خود نوجوان است و بنابراین ورای قوانین اجتماعی یا ملاحظات اخلاقی تلقی می‌شوند و 4) مسائل دوراندیشانه[22] که مربوط به امنیت، سلامت و آسایش نوجوان است (سمتانا و دادیس[23]، 2002).

 

به‌صورت جزئی‌تر و مصداقی‌ترمی‌توان گفت: در اکثر خانواده‌ها تعارض ممکن است درباره لباس پوشیدن، موسیقی یا اوقات فراغت باشد (استینبرگ و موریس[24]، 2001؛ به نقل از قمری، 1392). اما گاهی اختلافات بر سر مسائل مهم‌تری مثل: استعمال دخانیات، رفتارهای جنسی[25]، نگرش‌هاینقش جنسی، نگرش‌های سیاسی، ارزش‌های اخلاقی[26]، مسائل اقتصادی- اجتماعی، مسئولیت‌های خانوادگی، عادت‌های مطالعه[27] و نوع دوستان بروز می‌کند (بیابانگرد، 1389). در جدی‌ترین شکل آن نیز، محیط خانوادگی استرس‌زا با تعدادی پیامدهای منفی ازجمله بزهکاری[28] نوجوان، فرار از خانه، افزایش افت تحصیلی[29] و حاملگی دختران همراه است (استینبرگ و موریس، 2001؛ به نقل از قمری، 1392).

 

 همچنین بیابانگرد مسائل زیر را در بروز تعارض میان نوجوان و والدین مؤثر می‌داند:

 

-         پیچیده شدن مسائل هویتی نوجوانان

 

-         ظهور میل جنسی در نوجوان

 

-         لزوم انتخاب‌های مهم زندگی توسط نوجوان

 

-         تغییر در ارتباطات و مواجهه باقدرت والدین

 

-         تغییر در دلبستگی[30] نوجوان نسبت به والدین و همسالان

 

-         تردید و تعارض در مورد ارزش‌های والدین

 

-         انتظار والدین از نوجوان مبنی بر، برآورده کردن آرزوها و توقعات آن‌ها

 

-         خودمحور بودن نوجوان

 

-         شیوه‌های تربیتی کنترلی و قدرت‌طلبانه‌ی [31] والدین (بیابانگرد، 1389).

 

درواقع خانواده‌هایی که در آن‌ها والدین از شیوه کنترلی و قدرت‌طلبانه استفاده می‌کنند در مقایسه با روش‌های آزادمنشانه‌تر، تعارضات بیشتری راتجربه می‌کنند (بیابانگرد، 1389).

 

اشکال تعارض

 

تعارض در اشکال مختلفی وجود دارد و می‌توان آن را به دو دسته کلی تقسیم‌بندی کرد:

 

تعارض سازنده[32]: تعارض سازنده یا کارکردی افراد را برای تلاش کاری بیشتر، همکاری و خلاقیت[33] بیشتر تحریک می‌کند (هیوتالا[34]، 2006؛ به نقل از جباری، 1392). تعارض می‌تواند سازنده باشداگر نتایج آن باعث روشنی موضوعات، حل مشکلات و کمک به رشد شخصی شود. تعارض‌هایی که در خانواده به‌طور سازنده هستند می‌تواند منجر به رشد شخصی فرزندان و همچنین افزایش همکاری، همدلی و نیز توجه به یکدیگر شود (مک کوی، کامینز و دیویز[35]، 2009)

 

تعارض مخرب[36]: تعارض در سطح خیلی کم و خیلی زیاد، غیر سازنده و غیر کارکردی است. تعارض خیلی زیاد منحرف‌کننده است و در وظایف اختلال ایجاد می‌کند. تعارض خیلی کم ممکن است تلاش را افزایش دهد، ولی خلاقیت و سطح عالی عملکرد را کاهش می‌دهد (هیوتالا،2006؛به نقل از جباری، 1392). تعارض زمانی مخرب است که باعث نابودی ارزش فردی و دوقطبی شدن افراد در حوزه همکاری بین فردی و منجر به افسردگی در والدین و فرزندان، خشونت[37]، درخودماندگی اجتماعی، مصرف مواد مخدر و الکل، پرخاشگری در خانواده، عزت نفس پایین در فرزندان و کاهش توانایی سازگاری[38] در مدرسه شود (مک کوی، کامینز و دیویز، 2009).

 

 

 

[1].adolescence

 

[2].childhood

 

[3].adulthood

 

[4].Haris. P

 

[5].Jenkins. P

 

[6].adolescent

 

[7].independency

 

[8].dependency

 

[9].self- esteem

 

[10].motivation

 

[11].social relations

 

[12].Van Den Berg. F

 

[13].Nebel-Schwalm

 

[14].Hall. J

 

[15].Ozmete. E & Bayoglu. A

 

[16].culture

 

[17].domain specificity model

 

[18].social-cognitive development

 

[19].moral issues

 

[20].conventional issues

 

[21].personal issues

 

[22].prudential issues

 

[23].Smetana. J & Daddis. C

 

[24].Steinberg. L & Morris. A

 

[25].sexual behaviors

 

[26].moral vaiues

 

[27].study habits

 

[28].delinquency

 

[29].school drop - out

 

[30].attachment

 

[31].authoritarian

 

[32].constructive

 

[33].creativity

 

[34].Hautala. T

 

[35].McCoy. K, Cummings. M & Davies. P

 

[36].destructiv

 

[37].violence

 

[38].adjustment

 

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع تعارض والد - فرزند






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل42 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل31

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

 

در 31  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

 

 

خود، خودپنداره، خود آرمانی[1]

 

جرسیلد[2]پدیده خود را چنین تعریف می‌کند: خود، مجموعه‌ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می‌شود. بدین معنی که او می‌فهمد کیست و چیست. خود، دنیای درونی شخص است و شامل تمام ادراکات، عواطف، ارزش‌ها و طرز تفکر او است. پندار یا تصوری که فرد از خود دارد مسلماً برای او اهمیت حیاتی داشته، و سعی دارد که این تصویر را نگه دارد (بیابانگرد، 1390).

 

خود پنداره: پاپیکا[3] خودپنداره را به‌عنوان یک ساختار پیچیده و اغلب شناختی از تعمیمات شخص به خود که شامل ویژگی‌ها، توانایی‌ها، دانش، ارزش‌ها، نگرش‌ها، نقش‌ها و دیگر موضوعاتی که افراد خود را تعریف کرده و پیوسته داده‌های خود را در آن یکپارچه می‌کنند، می‌داند (جوکلاوا و اولریکایوا، 2011).

 

خود ایده‌آل یا آرمانی مجموعه ویژگی‌های شخصی و شخصیتی است که ما دوست داریم واجد آن‌ها باشیم. این تمایل ممکن است هدفی فردی و ذهنی باشد که ما در تخیل خود می‌خواهیم به آن دست‌یابیم و یا تصویری است که میل داریم از خود به دیگران نشان دهیم. خود ایده‌آل ممکن است بسیار دور از واقعیت و دور از دسترس باشد. تحقیقات نشان داده است که در افراد به هنجار به‌خصوص افراد نوروتیک، کشمکش میان خود و خود ایده‌آل بسیار بیشتر از افراد عادی است (بیابانگرد، 1390).

 

اهمیت مفهوم خود و خودپنداره

 

خود پنداره در طول تاریخ بشر از دیدگاه فلاسفه، دانشمندان و نیز افراد عادی، موردتوجه قرارگرفته است (حسن‌زاده و همکاران ، 1384). خودپنداره، برای متخصصان بهداشت روانی از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا پندار فرد از شخصیت خود تا اندازه زیادی تصور او را راجع به محیطش تعیین می‌کند، و این عامل نوع رفتارهای او را طرح‌ریزی می‌نماید. اگر تصور از خود، مثبت و نسبتاً متعادل باشد، شخص دارای سلامت روانی است و اگر پنداره فرد منفی و نامتعادل باشد، او ازلحاظ روانی ناسالم شناخته می‌شود (بیابانگرد، 1390).

 

به باور اندیشمندان، قسمت عمده ویژگی‌های شخصیتی، منش و خصوصیات رفتاری هر فرد به تصویری که از خود در ذهن دارد، یعنی انگاره وی، بستگی دارد (ستوده، 1390).

 

شاید مهم‌ترین فرض از نظریه‌های جدید «خود» این باشد که انگیزه تمام رفتارها حفاظت و ارتقای خودِ ادراک شده است. تجارب برحسب ارتباطشان با خود درکمی‌شوند و رفتارها نیز از این درک‌ها سرچشمه می‌گیرد. در این صورت، می‌توان نتیجه گرفت که تنها یک نوع انگیزش وجود دارد و آن‌هم انگیزه شخصی درون است که هر انسان در تمام زمان‌ها و مکان‌ها هنگام دست زدن به هر عمل دارد. (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).

 

بنا به عقیده کمبز[4] و اسنیگ[5] خودقالب اساسی مراجعات شخصی و هسته مرکزی ادراک است که بقیه منطقه ادراک نیز در اطراف آن سازمان می‌یابد. در این مفهوم، خود پدیده‌ای است که هم محصول تجربیات گذشته و هم سازنده تجربیات جدیدی است که توانایی‌اش را دارد. این بدان معناست که هر چیزی بر مبنای مراجعات فرد به خود و از مجرای خود درکمی‌شود. دنیا ازنظر فرد، همان چیزی است که او می‌فهمد و از آن آگاهی دارد. به‌عبارت‌دیگر، جهان و مفاهیم را به همان طریقیکه خودمان می‌بینیم، مورد ارزشیابی قرار می‌دهیم . (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).

 

 

 

[1].ideal self

 

[2].Jersild

 

[3].Papica. J

 

[4].Combs

 

[5].Snygg

 

 

 

کوپر اسمیت[1]:

 

وی «خویشتن پنداری» را عامل مهمی در ایجاد نوع رفتار می‌داند و عقیده دارد: افرادیکه خویشن‌پنداری مثبت دارند، رفتارشان اجتماع‌پسندتر از افرادی است که خویشتن‌پنداری آنان منفی است. ازنظر او خویشتن پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره خود دارد. این عقیده و پندار به تمام جوانب خود، یعنی جنبه‌های جسمانی، اجتماعی، عقلانی و روانی فرد مربوط می‌شود. تصور انسان درباره هر یک از عوامل مزبور، رفتار معین و مشخصی به وجود می‌آورد (تقی زاده، 1379).

 

 به عقیده کوپر اسمیت، خویشتن پنداری براثر تعامل بین عوامل ذیل حاصل می‌شود:

 

الف. پندار والدین درباره فرد

 

ب. تصور و پندار دوستان و هم‌بازی‌ها در مورد فرد

 

ج. تصور و پندار معلمان در مورد فرد

 

د. تصور و پندار فرد درباره خود

 

 تصور و پندار درباره خصوصیات جسمانی، عقلانی و روانی بخشی از تکوین خویشتن پنداره فرد را تشکیل می‌دهد. کوپر اسمیت در تحقیقات خود، به این نتیجه رسید که وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی در خودپنداره مؤثر است. اما مهم‌تر از آن چگونگی ارتباط طفل با والدین خویش است، زیرا مشاهده‌شدهکه حتیکودکانیکه از وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خوبی برخوردار نبوده‌اند، ولی در محیط خانوادگی‌شان گرمی و محبت و استدلال حکم‌فرما بوده است، دارای خودپنداره قوی بوده‌اند (تقی زاده، 1379).

 

 

 

پیشینه پژوهشی درباره خود پنداره‌ی تحصیلی

 

پژوهش‌های داخلی

 

غفاری و ارفع بلوچی (1390) رابطه انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با اضطراب امتحان در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد را بررسی کرده‌اند. این مطالعه که بر روی 308 نفر انجام گرفت نشان داد که ترکیب متغیرهای انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی می‌توانند به‌خوبی اضطراب امتحان را پیش پینی کنند. همچنین در این پژوهش بین دو گروه از دانش‌آموزان دختر و پسر تفاوت آماری معنی‌داری در خود پنداره تحصیلی، انگیزش پیشرفت و اضطراب امتحان وجود نداشت.

 

میکائیلی و همکاران (1391) در پژوهشی ارتباط خودپنداره و فرسودگی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر را بامطالعه 400 نفر دانش‌آموز پایه سوم و چهارم دبیرستان شهر اردبیل، بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین خود پنداره تحصیلی، فرسودگی تحصیلی و زیر مقیاس‌های آن، با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بی‌علاقگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های عملکرد تحصیلی بودند.

 

فانی و خلیفه (1388) در مطالعه خود به بررسی رابطه ادراک از رفتار معلم با خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان راهنمایی شهر شیراز پرداخت. این مطالعه در بین 473 دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی به‌طورکلی، رابطه معنادار وجود دارد.

 

بشرپور، عیسی زادگان، زاهد و احمدیان (1392) در مطالعه خود با عنوان: «مقایسه خود پنداره تحصیلی و اشتیاق به مدرسه در دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری و عادی» با روش علی –مقایسه‌ای بر روی 45 دانش‌آموز دارای ناتوانی یادگیری و 45 دانش‌آموز عادی که به شیوه تصادفی انتخاب‌شده بودند، به این نتیجه رسیدند که: میانگین نمرات گروه دارای ناتوانی‌های یادگیری در نمره کلی خود پنداره تحصیلی به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه عادی است.

 

کرمی، کرمی و هاشمی (1392) اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی را بررسی کردند. این پژوهش به روش آزمایشی، از نوع پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، بود و تعداد 60 نفر دانش‌آموز در دو گروه 30 نفره جایگزین شدند و برای گروه آزمایش آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی طی 8 جلسه انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی مؤثر است.

 

خجسته مهر، عباس پور، کرایی و کوچکی (1391) تأثیر برنامه موفقیت تحصیلی بر عملکرد و خود پنداره تحصیلی، نگرش نسبت به مدرسه، یادگیری شیوه موفقیت در مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان را بررسی کردند. نمونه موردمطالعه 52 دانش‌آموز پایه دوم راهنمایی شهر اهواز بودند که به روش تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش (26 نفر) و کنترل (26 نفر) تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون بود. نتایج تحلیل کوواریانس یک‌راهه نشان داد که اثربخشی برنامه موفقیت در مدرسه، بر بهبود خودپنداره تحصیلی مورد تأیید نیست.

 

محمدی (1390) به بررسی تأثیر آموزش خودگردان بر حل مسئله و خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان حساب نارسا دوره راهنمایی شهرستان خرامه پرداخت. این تحقیق از نوع آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش بود که 27 پسر و 23 دختر حساب نارسا به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش از 12 جلسه آموزش خودگردان بهره‌مند شدند؛ درحالی‌که گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. نتایج نشان داد که پس از آموزش تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و گروه آزمایش در خودپنداره تحصیلی نسبت به گروه کنترل برتری نشان می‌داد.

 

 

 

[1].Coopersmith

 

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی

فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی

فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل46 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل37

فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی

 

در  37 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوعجهت‌ گیری مذهبی

جهت‌گیری مذهبی

 

تاریخ بشریت نشان داده است که انسان دین‌ورز قدمتی دیرینه دارد. آن‌چنان که از مطالعات باستان شناسی و انسان شناسی از اعصار دور بر می‌آید، مذهب به عنوان جزء لاینفک زندگی بشری در تمامی اعصار بوده است. ویل دورانت[1] معتقد است دین به اندازه‌ای غنی و فراگیر و پیچیده است که جنبه‌های مختلف و متفاوت آن برای دیدگاه‌ها و نگرش‌های مختلف به گونه‌ای متفاوت جلوه می‌کند. اما آن‌چه مهم می‌باشد این است که هیچ دوره‌ای از تاریخ بشر خالی از اعتقادات دینی نبوده است (خداپناهی و خاکساربلداجی، 1384).

 

تحقیقات مختلف نشان داده که برداشت اصلی اکثر افراد از دین، داشتن رابطه‌ای نزدیک با خداوند است، نه صرفاً مجموعه‌ای از باورها و اعمال. علاوه بر آن تأکید بر مجاورت هر فرد با خدا، همچنین ارجاعات مکرر به عشق بین بنده و خدا، در قالب ادیان توحیدی وجود دارد. دین و به‌خصوص «رابطه درک شده افراد با خدا» به عنوان یک پناه‌گاه مطمئن عمل می‌کند. افراد در زمان بروز بحران، خدا را به عنوان پناه‌گاهی مطمئن می‌دانند (روات[2] و کرک پتریک[3]، 2002).

 

می‏توان اظهار داشت که دین‌داری آگاهانه و گرایشات مذهبی تأثیر بسزایی بر جنبه‏های گوناگون رفتار فردی و اجتماعی جامعه، به‏ویژه نسل جوان دارد. البته توجه زیادی که امروزه به رفتارهای نابهنجار اخلاقی یا خلاف شرع و بزهکارانه‏ی جوانان معطوف می‏شود و نیز سیاست‏های پیشگیرانه یا تنبیهی که به‏طور ضربتی اتخاذ می‏گردد، می‏تواند تا حدودی مبیّن نگرانی از این واقعیت باشد که تلاش‏ها و فعالیت‏های بیش از دو دهه‏ی مدیران و مسئولان در انتقال باورها، ارزش‏ها و هنجارهای دینی به نسل جوان، با نوعی عدم موفقیت و ناکامی روبرو شده است (سرمدی، 1385).

 

تعریف دین

 

در زبان اوستایی ایران باستان «دین» به معنای شریعت و مذهب بوده ‏است و پیروان دین خود را «به‌دینان» می‏خواندند (حجتی، 1368). در فرهنگنامه‏ها نیز «دین» به معانی: جزا، حساب، طاعت، ورع، قدرت و آن‌چه انسان بدان متدیّن و پای‏بند گردد و نیز به گونه‏ای استعاری برای شریعت استعمال می‏گردد (ابن‏منظور، 1996). همچنین به معنای پاداش، آیین پرستش خداوند تعالی، رسم و قانون، قهر و مسلط شدن آمده است (شعرانی، 1355).

 

در قرآن کریم هم که لفظ «دین» حدود 90 بار به کار رفته، بدین معانی است: جزاء و حساب، کیش و شریعت، دین اسلام، رسم و قانون، حکم و فرمان، دعا و عبادت، آیین یگانه‏پرستی (سرمدی، 1380). از دین تعریفی که مورد اتفاق همه‏ی محققان باشد، وجود ندارد؛ به گونه‏ای که برخی دانشمندان از «برج بابل تعاریف دین» سخن به میان می‏آورند (ویلم[4]، 1377).

 

مروری بر آثار دانشمندان مسلمان نشان می‏دهد که اکثر قریب به اتفاق ایشان (برخلاف دانشمندان غربی) تعریف واحدی از دین را مدنظر قرار داده‏اند (تعریف سنتی از دین). علمای دین برخلاف دانشمندان علوم اجتماعی و فیلسوفان دین، تعریف خود را متوجه کلیه‏ی ادیان ننموده و دایره‏ی تعریف خود را به دین اسلام محدود کرده‏اند؛ برای مثال، استاد مطهری منظورش از دین اسلام، کلیه‏ی ادیان الهی از آدم تا خاتم است، چون بنابه استدلالی درون دینی، که متکی بر آیات قرآن کریم است، دین الهی در نزد خداوند یکی بیش نیست. . . و آن همانا دین اسلام است (مطهری، 1362). علامه طباطبایی دین را مجموعه‏ی عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی می‏داند که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‏اند (طباطبایی، 1362). در تعریفی دیگر «دین اعتقاد به آفریننده‏ای برای جهان و انسان و دستورات عمل مناسب با این عقاید است» (مصباح یزدی، 1368).

 

براساس این تلقی از دین، ادیان بشری و اسطوره‏ای و غیرالهی اصلاً دین محسوب نمی‏شوند: «بت‏پرستی و انسان‏پرستی دین نیستند. بودیسم (آیین بودا) هم که خدا در آن مطرح نیست، دین نیست» (مصباح یزدی، 1368). برخی نیز هنگام ابراز نظر درباره‏ی اسلام و ادیان، دین را کتاب و سنت قطعی معرفی می‏نماید (سروش، 1372).

 

شاید بتوان گفت دین داری اعتقاد به وجودی متعالی است که وعده فرارسیدن زندگی پس از مرگ را می‌دهد و به ما فرمان می‌دهد در این دنیا به شیوه اخلاقی رفتار کنیم (گیدنز[5]، 1373). دین به مثابه عمیق ترین منبعی است که موجودیت انسان در آن پرورش یافته و تمام ابعاد آن از جمله وحدت انسان با خداوند به آن وابسته است. بنا به گفته کارلایل[6]: «دین هر فرد واقیت وجودی هر انسانی را مشخص می‌کند و بر جنبه‌های هویت ملی او نیز تأثیر می‌گذارد. اعتقادات مذهبی با سرنوشت انسان پیوند می‌خورند و جوشش‌های این عقاید در قلب انسان، اصول دیگر زندگی انسان را عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌دهند» (یوآخیم، 1382).

 

مذهب

 

آلپورت (1950)، مذهب را به عنوان فلسفه وحدت بخش زندگی توصیف می‌کند و آن را یکی از عوامل بالقوه مهم برای سلامت روان دانسته، او معتقد است نظام ارزشی مذهبی، بهترین زمینه را برای یک شخصیت سالم آماده می‌کند. اما به این نکته نیز توجه دارد که این‌طور نیست که تمامی افرادی که ادعای مذهبی بودن دارند، دارای شخصیت سالم هستند. از دیدگاه آلپورت (1950)، این جهت‌گیری به دو صورت جهت‌گیری مذهبی درونی و جهت‌گیری مذهبی بیرونی می‌باشد. جهت‌گیری مذهبی درونی، مذهبی فراگیر، دارای اصولی سازمان یافته و درونی شده است که خود غایت و هدف است نه وسیله‌ای برای رسیدن به هدف. شخصی که جهت‌گیری مذهبی درونی دارد با مذهبش زندگی می‌کند و مذهبش با شخصیتش یکی می‌شود. شخصی که جهت‌گیری مذهبی بیرونی دارد، مذهب با شخصیت و زندگیش تلفیق نشده است؛ برای او مذهب وسیله‌ای است که برای ارضای نیازهای فردی از قبیل مقام و امنیت مورد استفاده قرار می‌گیرد (خوانین زاده، اژه‌ای و مظاهری، 1384).

 

مذهب یک سیستم اطلاعاتی است که برای زندگی هدف‌مند اطلاعات و دانش فراهم می‌کند. مذهب به عنوان نظام اعتقادی سازمان یافته همراه با مجموعه‌ای از آیین‌ها و اعمال تعریف شده است که تعیین‌کننده شیوه پاسخ‌دهی افراد به تجارب زندگی است (زولینگ و همکاران، 2006). مذهب شامل کیفیاتی است که به بافت مذهبی- سنتی فرد اشاره دارد (کلی[7]، 2008).

 

معنویت، دین‌داری و سلامت

 

از ناشناخته‏ترین و بحث انگیزترین زمینه‏هایی که در جهان پزشکی امروز مورد توجه بخش‏ خصوصی و دولتی قرار گرفته است مسأله بررسی روابط معنویت و دین‌داری با سلامت جسمانی‏ است. استفاده از واژه‏های کلیدی مذهب و سلامت یا معنویت و سلامت در یک جستجوی‏ اینترنتی، این نکته را آشکار می‏سازد که از دهه هشتم قرن بیستم و بخصوص در دهه اخیر، روند پژوهش‌ها و تعداد مقاله‏های منتشر شده مرتبط با این قلمرو در مجله‌های معتبر پزشکی، روانپزشکی و پزشکی رفتاری ازدیاد یافته و از مرز 1200پژوهش نیز گذشته است. آن‌چه در این مورد پراهمیت جلوه‏گر می‏شود این است که معمولاً افزایش توجه و گسترش‏ انتشارات در زمینه پزشکی، پیامد یک دستاورد جدید مانند اکتشاف یک ژن، ابداع یک ابزار جدید و گاهی کشف یک شیوه ارزیابی حساس و معتبر است در حالی که معنویت و دین‌داری در هیچ‏ یک از این زمینه‏ها قرار ندارند و به گونه‏ای پایدار با فرهنگ‌ها وابسته‏اند. علوم پزشکی یعنی قلمرویی که همواره ذهن را از بدن متمایز می‏کرد به این‏ نتیجه رسید که بررسی مجدد در روابط روح، ذهن و بدن، نه‏تنها جالب بلکه ضروری است و قرار دادن چنین مواردی در برنامه‏های آموزشی دانشکده‏های پزشکی و در سطح کاربرد بالینی و پژوهش، گواهی بر این مدعاست. در حال حاضر، هفتاد و دو دانشکده پزشکی در امریکا، درس‌هایی را عرضه می‏کنند تا به دانشجویان بی‌آموزند چگونه به ارزش‌یابی جنبه‏های معنوی بیماران بپردازند یا چگونه دل‌مشغولی‌های معنوی را در طرح‌های درمان‌گری بگنجانند. قرار دادن‏ آموزش‌های مذهبی و معنوی در برنامه‏های روان‌پزشکی تحقق یافته و مسأله ضرورت این آموزش‏ به پزشکان عمومی نیز هم‏اکنون مطرح است (دادستان، 1385).

 

 

 

[1] Vill Dourant

 

[2] Rowatt,W. C

 

[3] Kirkpatrick, L. A

 

[4] Vilam

 

[5] Giddenz

 

[6] Karlayel

 

[7] Kelly, B. S.

 

 

 

کوئینگ[1] (2007)، در تحقیقی که با عنوان رابطه اعتقادات مذهبی با سازگاری انجام داده است، نشان داد که افرادی که اعتقادات مذهبی قوی تری دارند، سازگاری بهتری با موقعیت‌های زندگی دارند.

 

زانگ[2] (2007)، در مطالعه خود نشان داد که جهت‌گیری گفت و شنود با بیان مثبت و سازنده احساسات منفی همراه است، در حالی که جهت‌گیری هم نوایی با بیان منفی و مخرب و پرخاش گری و انزوا همراه است. زوجینی که سازگاری زناشویی پایینی دارند گرایش دارند تا مشکلات ارتباطی خود را به عواملی مانند ویژگی شخصیتی نسبت دهند که کنترل کمی بر آن‌ها دارند.

 

بریم هال[3] و باتلر[4] (2007)، در پژوهشی نشان دادند که دین‌داری بالاتر شوهر موجب رضایت دو طرف خواهد بود.

 

مولینز[5] و همكاران (2006)، طی پژوهشی به بررسی رابطة عمل به باورهای دینی و رضایت زناشویی و شادكامی پرداختند. نتایج نشان داد كه دینداری به گونه ای معنادار با سازگاری زناشویی و شادكامی همسران بستگی دارد. این پژوهش‌گران دریافتند كه اثر دینداری بر ازدواج در گروهی كه مسن تر بودند بیشتر و چشم‌گیرتر است.

 

لامبرت[6] و دولاهیت[7] (2006) در پژوهشی به بررسی این موضوع پرداخته‌اند كه مذهب چگونه می‌تواند به پیش‌گیری، حل و مغلوب ساختن تعارض زناشویی كمك كند. آن‌ها 57 زوج از سه مذهب (یهود، مسیحیت و اسلام) در دو ایالت كالیفرنیای شمالی و نیوانگلند انتخاب نموده‌اند. نتایج بررسی آن‌ها نشان می‌دهد كه مذهب می‌تواند در سه جهت به فرایند حل تعارض كمك كند: 1. حل تعارض، 2. پیش‌گیری از وقوع مشكل، 3. آشتی در روابط.

 

هانسون[8] و لندبلند[9] (2006) در پژوهشی نشان دادند که آموزش مهارت‌های ارتباطی و حل تعارض به زوجینی که در تعاملات زناشویی مشکل داشتند، باعث بهبود روابط زناشویی زوجین و کاهش تعارضات و افزایش سلامت روان در آنان می‌گردد.

 

وینسنت[10]، ویشز[11] و گری[12] (2006) در پژوهش خود یك تحلیل رفتاری از فرایند حل تعارض زوجین آشفته و غیر آشفته کردند. نتایج حاکی از آن بود که زوجین آشفته در مقایسه با زوجین غیر آشفته به میزان بیشتری از رفتارهای تعارض منفی و به میزان کمی از رفتارهای حل تعارض مثبت استفاده می‌کنند.

 

بکستر[13] و همکاران (2005)، در پژوهشی بیان داشتند که جهت‌گیری همنوایی زیاد، تعاملات و الگوهای ارتباطی با اجتناب از تعارض ارتباط دارد.

 

هانلر[14] و گنکوز[15] (2005)، در ترکیه پژوهشی با هدف بررسی اثرات مذهب بر رضایت زناشویی انجام دادند که نتایج نشان داد مذهب اثر عمده‌ای بر رضایت زناشویی دارد

 

[1] Koenig

 

[2] Zhang

 

[3] Brimhall

 

[4] Butler

 

[5] Mullins

 

[6] Lambert

 

[7] Dollahite

 

[8] Hanson

 

[9]  landbland

 

[10] Vincent

 

[11] Wishs

 

[12] Grey

 

[13] Baxter

 

[14] Hunler

 

[15] gencoz

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع جهت‌ گیری مذهبی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 شهريور 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : moh3en | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی
دسته بندیمبانی و پیشینه نظری
فرمت فایلdoc
حجم فایل48 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل36

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

 

در 36  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع تعارضات زناشویی

 

تعارضات زناشویی

 

خانواده به عنوان یک نظام تعریف می‏شود و طبق این تعریف رفتار اعضای یک خانواده تابعی از رفتار سایر اعضای خانواده است و خانواده نیز مانند هر سیستمی متمایل به تعادل است. لذا رفتار اعضای آن در مجموع به‌گونه‏ای است که تعادل سیستم حفظ شود (باغبان و مرادی، 1382).

 

ازدواج با تشکیل خانواده به قدمت تاریخ و حتی ما قبل تاریخ است و مشکلات زناشویی از همان ابتدا وجود داشته است. اما دلایل پیچیده ماندن مشکلات زناشویی آن است که ما هنوز بعد از گذشت قرن‌ها خانواده را نمی‏شناسیم. ازدواج به دلایل زیادی دچار تعارض می‏شود. از جمله مشکلات شناخته شده در این زمینه می‏توان مسائل اقتصادی، روابط جنسی، روابط خویشاوندی، دوستان، فرزندان، نحوه صرف اوقات فراغت، خیانت، به پایان رسیدن عشق متقابل، مشکلات عاطفی، سوءاستفاده جسمانی، ازدواج در سنین پایین، درگیری‌های شغلی و غیره را نام برد (ثنایی، 1378).

 

تعارض در روابط زناشویی زمانی به وجود می‏آید که زوج‌ها در زمینه همکاری و نیز تصمیم‏های مشترک درجات متفاوتی از استقلال و همبستگی داشته باشند. درک تعارضات و کمک به همسران در یادگیری و حل این مشکلات بسیار مهم است. برخی از تعارضات و ناسازگاری‌ها ممکن است در هر رابطه‏ای طبیعی باشد (ثنایی، 1378).

 

اما امکان تعارض در هر انسانی وجود دارد. بعضی از زوج‌ها تعارضات بیشتری نسبت به بقیه دارند و بعضی قادرند با تعارضات به طور سازنده‏ای برخورد نمایند. زوج‌هایی که نسبت به دیگران بسته‏تر هستند امکان بیشتری برای جلب رضایت در روابط خود دارند. بنابراین امکان تعارض بیشتری نیز دارند. تعارض می‏تواند عشق و حتی یک ازدواج خوب را تخریب کند. از طرف دیگر می‏تواند تنش‏ها را تسکین دهد و هر دو نفر را بهتر از قبل در کنار هم قرار دهد. این امر بستگی به شرایط کلی، نوع تعارض، روشی که بر آن تکیه می‏شود و نتیجه نهایی دارد. ناسازگاری‌های درون خانواده سبب می‏شود تا روابط اعضای خانواده به هم بخورد و از هم بگسلد و وحدت میان اعضای خانواده به خطر بیفتد و در نهایت منجر به فروپاشی آن گردد. تعارضات زناشویی دو منشأ دارد، عدم تعادل ساختار خانواده و عدم پایبندی هر یک از زوج‌ها به هنجارها و تخلف از آن‌ها (هاشمی، 1376).

 

وقتی دو نفر در کنار هم قرار می‌گیرند مسلماً اختلاف سلیقه و درگیری به وجود می‌آید. این کاملاً طبیعی است و نیاز به تغییر و تکامل را نشان می‌دهد. اگر به این امر آگاه باشید می‌توانید از قبل برای اختلافات برنامه‌ریزی کنید و برای آن آماده باشید. بعد از آن برای رسیدن به توافقاتی که می‌خواهید استفاده کنید. به یاد داشته باشید خیلی آسان تر است که برای اختلاف آمادگی داشته باشید تا این‌که کاملاً در آن غرق شده باشید و بعد بخواهید از آن استفاده کنید. اختلاف قسمتی طبیعی از هر رابطه‌ای است و بیشتر اوقات نشانه تمام شدن عمر رابطه نیست. باید به اختلافات زناشویی خوشامد گفت چون نشانه‌ای برای تلاش برای رابطه‌ای بهتر و تکامل یافته تر و راهی برای فهم متقابل عمیق تر است (بارکر، 1990).

 

پرهیز از اختلاف در زندگی زناشویی این واقعیت را تغییر نمی دهد که مساله‌ای در زندگی زناشویی وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود. اختلافات که بالا می‌گیرد دلیل بر این است که زن و شوهر باید وقت بیشتری با هم بگذرانند. در غیر این صورت فاصله بیشتری بین آن‌ها ایجاد می‌شود و بیشتر از هم دور می‌شوند. اختلاف باعث از نو پیدا شدن ارزش‌های مهم می‌شود و کمک می‌کند زن و شوهر برای یک هدف مشترک دوباره با هم متحد بشوند. هنگامی که در زندگی زناشویی اختلافی پیش می‌آید طرفین ممکن است دریابند وقت آن رسیده که نقش‌های کنونی خود را کنار بگذارند و نیز انتظارهایی را که از طرف مقابل دارند تغییر بدهند. اختلاف معمولاً نشان دهنده این است که زن و شوهر روش‌های قدیمی با هم بودن را پشت سر گذاشته اند و باید پیوسته برای رابطه خود دوباره برنامه‌ریزی و آن را احیا کنند. گوش کردن، صحبت کردن، برقراری ارتباط، حل مساله، تصمیم گیری مشترک. . . این‌ها لازمه ارتباط بین زن و شوهر هستند. رابطه بدون مهارت‌های ارتباطی و اختصاص زمان مفید برای صحبت درباره مسائل مشترک خیلی زود به دردسر می‌افتد و منجر به شکست می‌شود (بارکر، 1990).

 

تعارض، اغلب دلیل مراجعه همسران برای درمان است زوج‌ها ممکن است بدان دلیل به درمان‌گر مراجعه می‌کنند که نمی‌توانند با هم باشند و یا این که آن‌ها از زندگی ناراضی یا افسرده‌اند، اغلب برای رفتارهای همدیگر، انگیزه‌های منفی فرض می‌کنند. یکی از ویژگی‌های بارز چنین همسرانی آن است که وقتی طرف مقابل‌شان چنین رفتاری را نشان می‌دهد، آن‌ها شروع به ذهن خوانی می‌کنند و وقتی درمان‌گر با چنین زوج‌هایی صحبت می‌کند، روشن می‌شود که زوج‌ها میزانی از تعارض را تجربه می‌کنند. تعارض مقداری از انرژی رابطه‌شان را می‌گیرد. در این موقع ممکن است لازم باشد زوج‌ها یاد بگیرند تا مشکلات شان را در بیرون با یکدیگر وارسی کنند به جای اینکه ذهن همدیگر را بخوانند (سودانی، 1385).

 

 بروز تعارض در روابط انسان‌ها با یکدیگر امری رایج و اجتناب ناپذیر است. تعارض پدیده ای است که به موازات عشق در ارتباط زناشویی به وجود می‌آید و امری غیرقابل اجتناب است. تعارض زمانی پیش می‌آید که اعمال یك فرد با اعمال فرد دیگر تداخل پیدا می‌کند، همچنان که دو فرد به یکدیگر نزدیك ترمی شوند نیروی تعارض افزایش می‌یابد. تعارض بین اعضای خانواده به وحدت و یکپارچگی آن ضربه می‌زند. شدت تعارض موجب بروز نفاق و پرخاشگری و ستیزه جویی و سرانجام اضمحلال و زوال خانواده می‌گردد. کانون خانواده‌ای که بر اثر تعارض و نفاق و جدال بین زن و شوهر آشفته است آثار مخربی در حیات کودکی فرزندان و خانواده به جای می‌گذارد که در سال‌های آتی به صورت عصیان و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز می‌کند (کیوچینگ، 1996).

 

نظریه‌های مرتبط با تعارضات زناشویی

 

نظریه روان پویشی و ارتباط شئ:

 

دیدگاه کلاسیک روان‌پویشی که منبعث از الگوی روان‌کاوی فروید است، مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درون روانی همسران می‌داند (بارکر، 1990). یکی از دیدگاه‌های معاصر روان‌پویشی، نظریه روابط فردی است. برطبق این دیدگاه اشخاصی که در ازدواج به یکدیگر می‌پیوندند، هر کدام میراث روانی یکتا و جداگانه‌ای را وارد آن رابطه می‌کنند. هر کدام دارای تاریخچه‌ای شخصی، یک شخصیت بی همتا و مجموعه‌ای از افراد درونی کرده و مخفی هستند که آن‌ها را در تمامی تبادلاتی که متعاقباً با یکدیگر خواهند داشت دخالت می‌دهند. روابط زناشویی مسئله دار و ناآرام تحت تأثیر درون فکنی‌های آسیب زا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد. این درون فکنده‌ها حاصل روابطی هستند که هر همسر در گذشته با اعضای نسل قبلی داشته و اینک در درون او لانه کرده است (گلدنبرگ[1] و گلدنبرگ[2]، 1382).

 

یکی از نظریه پردازان این رویکرد، جیمز فرامو[3]، معتقد است که معمولاً مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد. ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصاً به این‌که تا چه حد تعارضات خانواده‌های آن‌ها حل شده باشد بستگی دارد (بارکر، 1990).

 

[1] Goldenberg, A.

 

[2] goldenberg, H.

 

[3] Jimze Framo

 

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,